على رفيعى

131

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

بحرانىترين شرايط زندگى سياسى قرار داده بود . امام باقر عليه السلام و مسائل سياسى امام باقر عليه السلام به عنوان پاسدار و تبيين كننده آيين جاودانه محمّدى صلى الله عليه و آله و پيشواى دينى و دنيايى امّت در شؤون مختلف ، همچون پدران خود در متن زندگى اجتماعى ، سياسى و فرهنگى جامعه حضور داشت . بارزترين دليل اين مطلب ، حساسيّت خلفاى اموى معاصر آن حضرت نسبت به ايشان و موضع‌گيرى حادّ عليه آن بزرگوار است . اگر امام عليه السلام نسبت به مسائل جارى جامعه خويش بىتفاوت و بدون موضع بود معنا نداشت خليفه مقتدرى مثل هشام از وى اين همه بيم داشته باشد و او را سرسخت‌ترين رقيب و دشمن خود بداند . نكته در خور تأمل در اين زمينه اين است كه تلاشها و موضع‌گيريهاى امام عليه السلام به خاطر اختلاف شرايط سياسى يكسان نبود . « 1 » علاوه بر آنكه فعّاليت‌هاى متعرضانه ، بيشتر سرّى و بدور از چشم نامحرمان انجام مىگرفت ، در نتيجه ماهيّت و ابعاد آن براى توده مردم ، پوشيده و ناشناخته مىماند . يكى از عمده‌ترين عللى كه در منابع تاريخى از فعاليتها و موضع‌گيرىهاى تند و متعرضانه امام باقر عليه السلام در برابر دستگاه خلافت و جريانهاى سياسى به صراحت و به‌طور گسترده سخن گفته نشده همين مسأله است . امام باقر عليه السلام ناگزير بود براى حفظ نيروهاى وفادار به مكتب و جلوگيرى از متلاشى شدن آنان ، هدر نرفتن توان عناصر مؤمن و ذخيره سازى آنان براى زمان مناسب ، حفظ اسرار تشكيلاتى و خط مشىهاى سياسى از دسترسى دشمن و اجراى برنامه‌هاى بنيادى و اصولى ، فعّاليت‌هاى سياسى خود را پنهانى و در پوشش « تقيّه » انجام دهد . از اين رو همواره بر اين اصل تكيه مىكرد و تقيّه را آيين خويش و پدران خويش دانسته « 2 » و

--> ( 1 ) - امام باقر عليه السلام در پاسخ شخصى كه درباره منشأ اختلاف عملكرد سياسى امير مؤمنان ، امام حسن و امام‌حسين عليهم السلام و خروج و قيام آنان و مشكلاتى كه در اين مسير تحمل كردند و تا مرز شهادت پيش رفتند ، پرسيده بود فرمود : خداوند از قبل چنين برنامه‌اى را براى آنان مقدر كرده و بموقع ، آن را عملى ساخت . . . . هر يك از خاندان ما نيز كه شيوه سكوت در پيش گرفت ( و در برابر طاغوت زمان خود دست به قيام نزد ) سكوت او نيز براساس آگاهى و انجام وظيفه صورت گرفته است ( ر . ك : كافى ، ج 1 ، ص 262 ) . ( 2 ) - ر . ك : بحارالانوار ، ج 72 ، ص 431 : « انَّ التَّقِيَّةَ مِنْ دينى وَ دينِ آبايى » .