على رفيعى

117

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

دستور داد زنجير از گردن امام عليه السلام برگرفته و دستبند اسيران را باز كنند . « 1 » چند لحظه بعد سر مبارك امام حسين عليه السلام را آورده و در مقابل يزيد بر زمين نهادند . يزيد با بيان سخنان كفرآميز و نواختن چوبدستى بر چهره ملكوتى فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله كينه ديرينه خود را با اسلام و رهبران آن براى بار ديگر به اثبات رسانيد ، ليكن با واكنش صريح و قاطع بازماندگان واقعه عاشورا و در رأس آنان امام سجّاد و زينب كبرى مواجه شد . امام زين‌العابدين خطاب به وى فرمود : اى پسر معاويه و هند و صخر ! پيش‌از آنكه تو متولد شوى ، نبوت و امامت پيوسته از آن پدران و نياكان من بوده است . جدّم على بن ابىطالب عليه السلام در غزوه‌هاى بدر ، احد و احزاب ، پرچمدار رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ؛ در حالى كه پدر و جدّ تو پرچمدار كفر بودند . . . . « 2 » اوج مبارزه و افشاگرى امام عليه السلام عليه يزيد در مسجد شام و در حضور انبوه مردم بود كه بر فراز منبر رفت و به تفصيل سخن گفت و پس از معرفى خود و انتسابش به رسول خدا صلى الله عليه و آله ، امير مؤمنان ، حضرت زهرا و امام حسين عليهم السلام ، به بيان امتيازات خود به عنوان اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخت ، سپس جنايات يزيد در حق خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله بويژه پدر بزرگوار خويش و خاندان او را برشمرد . سخنان امام عليه السلام مجلس را منقلب كرد چندانكه صداى ضجّه و گريه از هر گوشه برخاست . يزيد ناچار شد براى قطع سخنرانى آن حضرت به مؤذن دستور دهد اذان بگويد . « 3 » پس از سخنان امام زين‌العابدين در مسجد جامع دمشق افكار عمومى متوجه خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله گشت و بسيارى از تبليغات دشمن ، خنثى و نقشه‌هايش نقش بر آب شد . مردم شام كه تا قبل از اين مىپنداشتند ، اسرا خارج از دين هستند ، با شنيدن سخنان امام عليه السلام به

--> ( 1 ) - اعيان الشيعه ، ج 1 ، ص 615 . ( 2 ) - لهوف ، ص 79 و بحارالانوار ، ج 45 ، ص 132 . ( 3 ) - ر . ك : مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 455 .