على رفيعى
101
تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)
كردهاند ، و بيتالمال را به خود اختصاص دادهاند ، حلال خدا را حرام شمرده و حرام الهى را حلال كردهاند و من در دگرگون ساختن وضع موجود از هر كس شايستهترم . « 1 » به موجب اين عامل - كه بيش از عوامل ديگر مورد اهتمام و استناد امام حسين عليه السلام بوده است - امام حسين عليه السلام خود را موظف به موضعگيرى عليه حكومت و درگير كردن با آن مىدانسته است ، و اين درگيرى از نوع هجوم بوده و از طرف خود آن حضرت شروع شده است ، نه از ناحيهء مردم و نه از ناحيه حكومت ، بر خلاف دو عامل نخست كه منشأ اوّلى حكومت و منشأ دومى مردم بودند . به موجب اين عامل ، امام عليه السلام ، معترض و مهاجم است نه مدافع ، كارش عمل ابتدايى است نه صرفاً عكسالعمل منفى در مقابل تقاضاى بيعت و يا عكسالعمل مثبت در مقابل تقاضاى همكارى براى تشكيل حكومت « 2 » . امام حسين عليه السلام در اين نگرش يك چهره انقلابى و « ثأئر » است كه مىخواهد انقلاب كند . بدين جهت است كه اين عامل در مقايسه با دو عامل پيشين ، بسيار ارزنده ، درسآموز و الهامبخش امت در هر زمان است . باوفاترين خواص در حادثهء كربلا هر چند كوتاهى عدهاى از خواص طرفدار حق از اداى بموقع وظيفه بهعنوان يكى از عوامل زمينهساز پيدايش اين حادثهء دلخراش مطرح است ؛ ليكن در كنار اين قضيه ، به تعداد اندكى از خواص اين جبهه برمىخوريم كه با همراهى امام حسين عليه السلام و ايثار و فداكارى بىنظير خود در جبههء حق و حمايت خالصانه از پيشوايشان ، او را در دستيابى به اهداف خود ، بويژه تحقق امر به معروف و نهى از منكر ، يارى كردند . از جمله تفاوتهاى مهمّ شرايط نيرويى و خواص دوران امام حسن عليه السلام با دوران امام حسين عليه السلام همين مسأله است . در زمان امام حسن عليه السلام برغم تلاشهاى آن بزرگوار در جذب و بسيج نيروهاى وفادار به آرمانهاى امامت به منظور رويارويى با معاويه ، نهتنها نيروى مورد نظر آن حضرت فراهم نشد كه آنان هم كه داعيه جانبدارى از حق را داشته و
--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 403 و كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 48 . ( 2 ) - اقتباس از حماسه حسينى ، ج 3 ، ص 191 .