على رفيعى
9
تاريخ زندگانى امام هادى (ع) (فارسى)
با روى كار آمدن معاويه و تبديل خلافت اسلامى به سلطنت موروثى ، شكاف بين « امامت » و آنچه كه به نام خلافت اسلامى مطرح بود عميقتر شد ، و اين دو منصب ، به عنوان دو جريان حقّ و باطل كه هر كدام سرنگونى ديگرى را در سرلوحهء برنامه كارى خود داشت ، مطرح گرديد . فشار بيش از حدّ سردمداران اموى و عبّاسى بر جبههء حق ، و دست يازيدن آنان به كشت و كشتار عناصر حقطلب ، و در رأس آنان ، امامان معصوم عليهم السلام و سعى در محو تمامى ارزشهاى اسلامى و مواريث معنوى نبىّ اكرم صلى الله عليه و آله موجب شد تا ائمّه عليه السلام تاكتيك مبارزه با باطل را تغيير دهند ، و فعّاليّتهاى متعرّضانه خود عليه دستگاه خلافت را مخفيانه انجام دهند . اين سياست ، عامل ديگرى بود براى اينكه بسيارى از كارهاى اساسى و فعّاليّتهاى سياسى پيشوايان عليه السلام پنهانى صورت گرفته ، از دسترس مورّخان ، دور بماند . با روى كار آمدن مأمون ، سياست فشار بر جبههء حقّ ، و ايجاد محدوديّت براى رهبران آن و تحت نظر گرفتن آنان ، وا رد مرحلهء جديد و در عين حال دشوارترى شد . در اين دوره كه بيش از نيم سده از دوران امامت را در بر مىگيرد ، امامان عليهم السلام با احضار به مركز خلافت عبّاسى در « مرو » و « بغداد » و « سامرّا » ، كاملًا تحتنظر حكومتهاى وقت بسر برده ، در هيچ زمينهاى آزادى عمل نداشتند ؛ و هرگاه و بىگاه ، خانهء آن بزرگواران مورد تفتيش نيروهاى امنيّتى قرار مىگرفت . از اينرو ، ناگزير بودند بيش از هر زمان ديگر بر اصل « تقيّه » و پنهانكارى تكيه كنند . و همين امر ، موجب گرديد تا تاريخ زندگى امامان اين دوره - يعنى امام جواد ، امام هادى و امام عسكرى عليهم السلام - در هالهاى از اجمال و ابهام قرار گيرد . و تاريخ نگاران براى تدوين شرح زندگى آن بزرگواران ، به ويژه در زمينهء مسائل و جريانات سياسى ، دچار مشكل و كمبود مواد تاريخى گردند ، و در نهايت ، شناخت پيروانشان از آنان بسيار محدود و سطحى باشد . امام هادى عليه السلام با آنكه مدّت امامتش 33 سال به طول انجاميد ؛ امّا اوضاع طورى بود كه