على رفيعى
17
تاريخ زندگانى امام مهدى (ع) (فارسى)
مىكرد و خويش را خدمتگزار او مىدانست . « 1 » اين بانوى بزرگوار گر چه در كشور روم و در كاخ سلطنتى امپراتور و فرزندش مىزيست و پيش از آشنايى با « بيت امامت » كيش مسيحى داشت ، امّا دست تقدير و مشيّت حق « 2 » او را به خانواده امامت رهنمون ساخت تا آخرين شكوفهء ولايت و امامت از دامن او برويد . داستان بدين قرار بود كه در جريان لشكركشى كه امپراتور روم عليه مسلمانان داشت ، « 3 » عدهاى از زنان نيز براى پرستارى و كمكهاى درمانى همراه سپاه حركت كردند . « نرجس خاتون » نيز به صورت ناشناس همراه زنان به راه افتاد . سپاه روم با سپاه اسلام درگير شدند و از آنان شكست سختى خوردند . عدهء زيادى از آنان از جمله زنان پرستار ، اسير مسلمانان گشته و به بغداد برده شدند . در اين هنگام ، امام هادى ( ع ) يكى از ياران خود را مأمور كرد به بغداد رود و آن كنيز را از مالكش بخرد . با نشانههايى كه امام داده بود « نرجس » از بين ديگر بردگان زن شناسايى و خريدارى شد و به محضر امام هادى ( ع ) آورده شد . امام ( ع ) خواهرش « حكيمه » را فراخواند و ضمن معرفى « نرجس » به وى فرمود : « اين همان است . » حكيمه خاتون چون اين سخن امام ( ع ) را شنيد ، « نرجس » را مدتى در آغوش گرفت و بسيار خوشحال شد . سپس امام ( ع ) به خواهرش فرمود : اى دختر رسول خدا ! او را به خانهات ببر و واجبات و مستحبّات الهى را به او بياموز كه او همسر « ابو محمّد » و مادر « قائم » مىباشد . « 4 »
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 51 ، ص 12 . ( 2 ) - در پارهاى روايات براى نرجس خاتون و انگيزه حضور وى در ميان لشكريان پدرش خوابى نقل شده است . براى آگاهى ازتفصيل اين خواب به كمال الدين ، ج 2 ، ص 417 - 423 رجوع كنيد . ( 3 ) - تاريخ دقيق اين لشكركشى مشخص نيست . آنچه در منابع تاريخى آمده ، وقوع جنگهايى ميان قواى روم و مسلمانان درسالهاى 240 - 253 هجرى قمرى است كه در خلال آنها اسيرانى از دو طرف گرفته شده است . جريان لشكركشى ياد شده ممكن است در سال 248 يا 249 بوده كه طىّ آن بسيارى از نيروهاى دو طرف كشته و تعداد زيادى از اشراف روم به دست مسلمانان اسير شدند ( ر . ك . تاريخ العرب و الّروم ، ص 225 ؛ كامل ابن اثير ، ج 7 ، ص 121 ) . ( 4 ) - كمال الدين ، ج 2 ، ص 423 .