على رفيعى

45

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

صحيح و سالم بود . فرمود : چون به نزد او رفتى سلام مرا به او برسان و به وى خبر بده كه فلان روز و فلان ساعت خواهد مرد . ابو بصير مى گويد : بر گشتم و نزد ابوبصير بودم تا آنكه ديدم درهمان روز و همان ساعت كه امام ( ع ) پيش بينى كرده بود ، در گذشت . « 1 » ب - اخبار از رويدادهاى گذشته بعضى از حوادث و رويدادهايى در گذشته رخ داده بود كه جز انجام دهنده آن كسى از آنها مطلع نبود ولى امام ( ع ) از آنها خبر مى داد . اينك چند مورد . يكى از ياران امام ( ع ) به نام « ابو كهمس » مىگويد : وارد مدينه شده در خانه اى فرود آمدم . در آن خانه دختركى زيبا بود كه توجه مرا به خود جلب كرد . وقتى شب هنگام خواستم وارد خانه شوم ، آن دختر در را باز كرد . دست دراز كردم و سينه اورا گرفتم . صبح روز بعد خدمت امام صادق رسيدم . امام ( ع ) تا مرا ديد فرمود : اى ابوكهمس ! از گناهى كه ديشب مرتكب شدى توبه كن ! « 2 » بين يكى از ياران امام صادق ( ع ) به نام « مهزم » و مادرش مشاجره لفظى رخ داد و او با مادرش تندى كرد . « مهزم » روز بعد خدمت امام ( ع ) شرفياب شد . امام ( ع ) آغاز به سخن كرد و فرمود : اى مهزم ! چرا ديشب با مادرت ، خالده آنگونه تندى كردى ؟ مگر نمى دانى كه شكم او منزلى بوده كه تو در آن سكونت داشته اى و دامنش گهواره اى بوده كه تو در آن پرورش يافته اى و پستانش ظرفى بوده كه از آن شير نوشيده‌اى ؟ پس با او با تندى و خشونت رفتار مكن ! « 3 » ج - اخبار از راز دل افراد

--> ( 1 ) - اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 102 . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - همان مدرك .