على رفيعى

237

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

فرمان خليفه را اجرا كرد و خانهء آن گرامى را آتش زد و درب خانه و دهليز را سوزانيد . « 1 » بدين ترتيب يك بار ديگر ، آتش خلافت ، دامن بيت امامت را فرا گرفت و خاطره تاولهاى دل رنجيده مادر كه از آتش بر افروزى دستگاه خلافت در بيت امامت نشأت گرفته بود ، براى پسر تجديد گرديد . منصور چون از اين روشها طرفى نسبت و به نتيجه نرسيد ، امام ( ع ) را به مركز خلافت احضار و انواع تهمتها و افترائها را به سوى آن گرامى سرازير كرد . گاهى او را به حسد ، كينه و دشمنى نسبت به خاندان عباسى متهم مىكرد و گاه ديگر ، به گرفتن وجوه شرعى از افراد به عنوان خليفه مسلمانان . پيش از اين اشاره كرديم كه منصور بالغ بر هفت بار امام صادق ( ع ) را به نزد خود احضار كرد ، « 2 » و هر بار قصد جان آن حضرت را داشت ، ولى خداوند هر بار توطئه‌اش را نقش بر آب مىكرد و امام ( ع ) با سلامتى و سرافرازى از نزد وى به مدينه باز مىگشت . بعد ديگر تلاشهاى مذبوحانهء منصور عليه امام صادق ( ع ) جذب دانشمندان و فقيهان جيره خوار به دربار و جانبدارى از آنان در برابر حوزه علمى و فقاهتى امام صادق ( ع ) و وادار كردن برخى از آنان به طرح سؤالات مشكل علمى و اعتقادى در مجالس دربارى و درخواست جواب آنها از آن حضرت به منظور شكست وى بود . وى ، وقتى در اين صحنه نيز شكست خورد ، طرح محدود كردن فعّاليتهاى فرهنگى امام ( ع ) و تعطيل كردن حوزه درسى آن حضرت و جلوگيرى از رفت و آمد دانش پژوهان به محضر آن گرامى را به اجرا در آورد و امام ( ع ) را سخت تحت فشار قرار داد . خلاصهء سخن آنكه : منصور در ارتباط با امام صادق ( ع ) دست به هر توطئه و ترفندى زد ، ولى امام ( ع ) با تدبير و دورانديشى و ژرف نگرى خاصى كه نسبت به مسائل و جريانات داشت ، توطئه‌هاى او را يكى پس از ديگرى خنثى و كوشش و سعيش را تباه مىساخت ؛ چندانكه منصور ناگزير شد بر اين حقيقت اعتراف كند و با صراحت ، وجود

--> ( 1 ) - ر . ك : اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 78 . ( 2 ) - ر . ك : به درس نهم .