على رفيعى
205
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
مىكرد : نخست ، اثبات بى نصيبى دستگاه حكومت از آگاهى دينى و ناتوانى آن از ادارهء امور فكرى مردم و در نهايت ، عدم صلاحيتش براى تصدّى مقام خلافت اسلامى و ديگر مشخص ساختن موارد تحريف در فقه رسمى كه ناشى از مصلحت انديشى فقيهان در بيان احكام فقهى و ملاحظه كارى آنان در برابر تحكّم و خواست قدرتهاى حاكم بود . امام صادق ( ع ) با عرضهء فقه شيعى و گشودن باب اجتهاد وبازداشتن ياران خود از عمل به « قياس » ، « استحسان » ، « اخبار غير صحيح » و . . . عملًا به مبارزه با دستگاه خلافت و فقه حكومتى برخاست و بدين وسيله تمام تشكيلات مذهبى و فقاهت رسمى را - كه يك ركن مهم حكومت خلفا بشمار مىآمد - تخطئه كرد و دستگاه حكومت را از بعد مذهبى اثر تهى ساخت . پيشواى ششم در كشمكش اين دو جريان سياسى و فقاهتى ، مرجعيّت الهى خود و لزم پيروى مردم از خاندان رسالت را چنين بيان مىكند : « نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللَّهُ طا عَتَنا وَ انْتُمْ تَأْتَمُّونَ بِمَنْ لا يُعْذَرُ النَّاسُ بِجَهالَتِه » « 1 » ما كسانى هستيم كه خداوند اطاعت ما را ( بر همگان ) واجب كرده است . در حالى كه شما از كسانى تبعيّت مىكنيد كه مردم به نادانى آنها معذور نيستند . امام ( ع ) در اين بيان ، علاوه بر آنكه خود را از سوى خداوند « واجب الاطاعه » معرفى كرده است ، به افرادى كه بر اثر جهالت ، دچار انحراف گشته ، رهبرى و مرجعيّت غير امامان معصوم را پذيرفتهاند ، هشدار داده كه چنين افرادى در پيشگاه الهى معذور نيستند . منصور دوانيقى به نقش اين مبارزه غير مستقيم امام و خطر آن براى حكومت خود توجه داشت ، از اين رو ، براى جلوگيرى از گسترش آن ، دست به اقداماتى زد : اوّلًا براى فعّاليتهاى آموزشى و فقهى امام ( ع ) محدوديتهايى ايجاد كرد : كرسى درس آن حضرت را تعطيل نمود و دانش پژوهان را از رفت و آمد به منزل آن حضرت باز داشت ، تا آنجا كه در
--> ( 1 ) - كافى ، ج 1 ، ص 186 .