على رفيعى
202 ألف
تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)
فقهاى مزدور به دستگاه حكومت خويش ، اين دستگاه را باز هم تركيبى از دين و سياست سازند . فايده مهّم ديگرى كه وجود عناصر شريعت مآب در دستگاه حكومت داشت ، آن بود كه اينان طبق ميل و فرمان زمامدار ستم پيشه و مستبد ، به آسانى مىتوانستند احكام دين را به اقتضاى مصالح حكومتى تغيير دهند و در پوششى از استنباط و اجتهاد كه براى مردم عادى قابل تشخيص نبود ، حكم خداى را به خاطر خدا يگان دگرگون سازند . تغيير احكام الهى به نفع مصالح حكومتى و با تكيه بر رأى و اجتهاد ، باب خطرناكى بود كه پس از رحلت رسول خدا توسط خلفاى بنا حق بر روى فقه اسلامى گشوده شد و از مسير آن ، بسيارى از نظرات و فتاواى حكومتى تحت عنوان احكام الهى عبور كرد . تفاوتى كه بين خلفاى نخستين و بعديها وجود دارد اين است كه پيشينيان ، خود اين كار را مىكردند ولى خلفاى بعدى توسط عالمان و فقيهان مزدور و وابستهء به حكومت . محدثان و مورخان اسلامى نمونههاى زيادى از جعل حديث را كه غالباً دست قدرتهاى سياسى درآن نمايان است ، ذكر كردهاند . « 1 » اين كار كه تا اواخر قرن اول هجرى بيشتر شكل روايت و حديث داشت ، كم كم شكل فتوا نيز يافت و در اواخر دوران بنى اميّه و اوائل حكومت بنى عباس فقهاى بسيارى پديد آمدند كه با استفاده از شيوههاى بدعت آميز همچون قياس « 2 » و استحسان ، « 3 » احكام اسلامى را طبق نظر خود كه همان نظر قدرتمندان حاكم بود صادر مىكردند . « 4 » مدينه و كوفه دو پايگاه فقاهت
--> ( 1 ) - براى آشنايى با نمونههاى اين احاديث و نيز وضع كنندگان آنها به « الامام الصادق و المذاهب الاربعه » ، ج 1 ، ص 251 - 267 رجوع كنيد . ( 2 ) - قياس در اصطلاح فقهى عبارت است از سرايت دادن حكمى از يك موضوع به موضوع ديگر به استناد جامعى كه بين آن دووجود دارد . موضوع نخستين را اصل و موضوع دومين را فرع گويند ( ر . ك : درآمدى بر حقوق اسلامى ، ج 1 ، ص 342 ) . ( 3 ) - استحسان عبارت است از : ترجيح يكى از دو قياس يا صرف نظر كردن از عموم يك قياس به واسطه قياس ديگر . ( ر . ك : همان مدرك ، ص 350 ) . ( 4 ) - برگرفته شده از پيشواى صادق ، ص 86 - 88 .