على رفيعى

169

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

پيروانشان و منزوى كردن آن بزرگواران در سطح جامعه ايجاد كند ؛ هر چند در كيفيّت رهبرى و رابطه تأثير داشته است . روايات زيادى بيانگر تبليغات گستردهء شيعيان در امر امامت و نحوهء ارتباط امامان با آنان است كه براى نمونه به يك مورد آن اشاره مىكنيم . حارث‌بن حصيرهء ازدى مىگويد : مردى از اهل كوفه به خراسان رفت و مردم آن سامان را به ولايت جفعر بن محمّد ( ع ) فراخواند . گروهى از وى اطاعت كرده دعوتش را پذيرفتندو گروهى سرباز زده منكر شدند ؛ عده‌اى نيز پروا پيشه كرده متوقف شدند . سپس از هر گروهى نماينده‌اى به محضر امام صادق ( ع ) شرفياب شدند . سخنگوى نمايندگان ، فرد احتياط گر و متوقف ( در امامت آن حضرت ) بود . وى ( در طول سفر خراسان تا مدينه با كنيزى كه همراه نمايندگان بود همبستر شده بود ) هنگامى كه خدمت امام صادق ( ع ) رسيديم ، وى به امام عرض كرد : مردى كوفى نزد ما آمد و مردم را به طاعت و ولايت شما فرا خواند . گروهى به وى پاسخ مثبت دادند ، گروهى نپذيرفتند و گروهى نيز احتياط كرده متوقف شدند . امام ( ع ) به وى فرمود : تو از كدام گروه هستى ؟ گفت : از گروه محتاط و متوقف . فرمود : ( تو كه مدّعى ورع و احتياط هستى ) در فلان شب كه فلان عمل ناشايست را مرتكب شدى ورع و تقوايت كجا بود ؟ « 1 » چنان كه مىبينيم ، دعوت كننده كوفى است ولى منطقهء تبليغ ، خراسان ، و نام مبلّغ ، پنهان و نامشخص و محتواى دعوت ، ولايت و امامت امام صادق ( ع ) . و در نهايت ، تأييد پيشواىششم از دعوت او . همه اينها خبر از يك سازمان تبليغاتى و تشكيلاتى گسترده و منظم مىدهد . 2 - تعبيرات و عناوينى همچون « باب » ، « وكيل » و « صاحب سرّ » در روايات مربوط به زندگى امامان عليهم السّلام ، حاكى از وجود تشكيلاتى منظم و سازمان يافته در زندگى آنان است . اين عناوين بجز روايات ، در نوشته‌هاى محدثان بزرگ شيعه نيز كه تتبّع و بررسى

--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 47 ، ص 72 .