على رفيعى

127

تاريخ زندگانى امام صادق (ع) (فارسى)

به پيك فرمود : « لَيْسَ لِكِتابِكَ جَوابٌ ، اخْرُجْ عَنَّا » « 1 » نامه‌ات پاسخى ندارد ، از نزد ما بيرون شو ! ابوسلمه نيز به امام ( ع ) نامه نوشت و از آن حضرت اجازه خواست به محضرش شرفياب شود و با ايشان بيعت كند . امام ( ع ) درخواست او را ردّ كرد و به پيك فرمود : « وَما انَا وَابُوسَلَمَة ، وَابُوسَلَمَة شيعَةٌ لِغَيْرى ؟ » مرا چه به ابوسلمه ! درحالى كه او شيعهء غير من است ؟ پيك گفت : من نامه رسانم . شما نامه رابخوانيد و هر گونه كه صلاح مىدانيد پاسخ دهيد . امام ( ع ) نامه را روى آتش گرفت و سوزاند و به پيك فرمود : آنچه ديدى براى سرورت باز گو . « 2 » با دقت درپاسخ امام صادق ( ع ) به نامه‌هاى ابومسلم وابوسلمه ، علت موضعگيرى منفى و پاسخ ردّ امام ( ع ) به درخواستهاى آنان كاملًا روشن مىشود . امام ( ع ) در پاسخ هر دوآنان به عدم صداقتشان دردعوت از آن حضرت براى به دست گرفتن قدرت تصريح مىكند و آنان را شيعه بنى عباس مىشمارد نه شيعه خود و بدين ترتيب چهره واقعى آنان را بر ملا مىكند . امام ( ع ) مىدانست كه آنان هدفى جز دستيابى به حكومت ندارند و اگر براى وى نامه نوشته و خلافت را برآن حضرت عرضه كرده‌اند نه از روى صداقت است ؛ بلكه بدين انگيزه است كه پيشاپيش دريابند آيا امام ( ع ) درانديشهء حكومت هست يا نه ، تا در صورت مثبت تشخيص دادن مسأله با آمادگى و هوشيارى بيشترى به مقابلهء باآن حضرت بپردازند ؛ درست همان روش و سياستى كه پس از آنان ، منصور در ارتباط با امام ( ع ) در پيش گرفت . « 3 »

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 47 ، ص 297 . ( 2 ) - ر . ك : مروج الذهب ، ج 3 ، ص 254 والفخرى ، ص 154 . ( 3 ) - ر . ك : اثبات الهداة ، ج 3 ، ص 80 و 85 .