على رفيعى
69
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
باديد عظمت و احترام مىنگريسته است . به همين جهت ميل نداشت نسبت به آن حضرت سرسختى نشان داده به ستيز بپردازد . امام حسين ( ع ) نيز مىديد اينك كه به كوفه - آنگونه كه خود مىخواهد - نمىتواند برود ، اگر پيشنهاد « حُرّ » را نپذيرد ناگزيراز جنگ با وى خواهد بود ؛ درحالى كه در آن شرايط جنگ را به مصلحت اسلام نمىديد ؛ از اين رو ، با پيشنهاد او موافقت فرمود و راه خود را به سمت چپ منحرف كرد و به سوى « عُذَيْب » و « قادِسِيَّه » پيش رفت . دستور جديد كاروان حسينى همچنان - به ظاهر به سوى مقصدى نامعلوم ، و در واقع به سوى قربانگاه از پيش تعيين شده - پيش مىرفت . سعى قافله سالار اين بود كه راه خود را هر چه بيشتر به سمت چپ منحرف كند و از كوفه فاصله بگيرد ؛ ولى « حُرّ » مانع مىشد ؛ با اين حال امام ( ع ) پافشارى كرد و مقدارى به چپ متمايل گشت و به « نينَوا » « 1 » رسيد . سوارى از سمت كوفه رسيد و از سوى « عبيداللّه » نامهاى تسليم « حرّ » كرد . مضمون نامه چنين بود : « به محض دريافت نامه بر « حسين » سخت بگير و او را در دشت بى آب و پناهى فرود آور ، به فرستادهام فرمان دادهام كه با تو باشد و به من گزارش دهد كه فرمانم را اجرا كردهاى . » در پى اين فرمان ، « حرّ » كار را بر امام ( ع ) سخت گرفت و آن حضرت را در همانجا متوقّف كرد . امام ( ع ) فرمود : « بگذار در يكى از دهكده هاى « غاضِريَّه » « 2 » و « شُفَيَّه » « 3 » فرود آييم . « حُرّ » نپذيرفت . « زُهَيْرِبْنِقَيْن » چون سرسختى « حُرّ » را ديد به امام ( ع ) پيشنهاد جنگ كرد و گفت : « نبرد بااينان آسانتر از نبرد باافرادى است كه پس از اينان خواهند آمد . » امام ( ع ) فرمود : « دوست ندارم آغازگر جنگ باشم . » « 4 »
--> ( 1 ) - ناحيهايست در سواد كوفه كه كربلا بخشى از آن محسوب مىشود . « معجم البلدان ، ج 5 ، ص 339 . » ( 2 ) - قريهاى از نواحى كوفه و نزديك كربلا « معجم البلدان ، ج 4 ، ص 183 . » ( 3 ) - قريهاى نزديك ساحل فرات « تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 445 » . ( 4 ) - الاخبار الطوال ، ص 250 .