على رفيعى
47
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
سپس نامهء مردم كوفه را هم ضميمهء آن كرد : « اى فرزند پيامبر ! زودتر به سوى ما بشتاب كه اينك صد هزار شمشير در كوفه آمادهء يارى شماست ، پس درنگ روا مدار . » نامهها را توسط « عابسبن ابى شبيب » به مكّه فرستاد . « 1 » واكنش دستگاه خلافت « نُعْمانِ بن بَشير » فرماندار كوفه ، فعّاليتّهاى « مسلم » را زير نظر داشت ، ولى به خاطر داشتن روحيّه عافيت طلبى ، واكنش حادّى از خودنشان نمىداد ! عكس العمل او تنهادر حدّ يك سخنرانى نصيحتآميز بود كه بر فراز منبر رفت و مردم را از ايجاد فتنه و اختلاف بر حذر داشت . « 2 » موضع مسالمت آميز « نُعمان » بر عثمانيان و پيش مرگان بنىاميّه گران آمد « 3 » و آنان را بر آن داشت كه خود جريان را طى چند نامه به يزيد گزارش كنند كه « اگر تو را به كوفه نيازى هست هر چه سريعتر فردى لايق و توانا بدين شهر بگمار ، « نعمان » ناتوان است و يا خود را به ناتوانى زده است . » « 4 »
--> ( 1 ) - مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 168 . ( 2 ) - الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 22 . ( 3 ) - لازم به يادآورى است كه خود « نُعْمان » نيز عثمانى بود . بلاذرى در انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 158 مىنويسد : « كانَ عُثمانياً مُجاهِراً بِبُغْضِ عَلِىٍ ، سيىّءُ الْقَولِ فيهِ » نعمان عثمانى بود و بطور آشكار نسبت به على ( ع ) دشمنى مىورزيد و به آن حضرت بد مىگفت او اين دشمنى را ازپدرش « بَشير » به ارث برده بود كه در بارهء جانشينى امير مؤمنان ( ع ) بعد از پيامبر ( ص ) دچار ترديد شد و در جريان ثقيفه نخستين كسى بود كه با ابوبكر بيعت كرد . « نعمان » مردم كوفه را از آن جهت كه دوستدار امير مؤمنان ( ع ) بودند دشمن مىداشت . وى چنان شيفتهء عثمان بود كه پس از قتل وى پيراهن عثمان و انگشت بريدهء همسر او را براى معاويه فرستاد تا بدان وسيله مردم را عليه امير مؤمنان ( ع ) بشوراند . نعمان در جنگ « صفين » با معاويه بود و دوّمين انصارى بود كه در سپاه شام حضور داشت . معاويه وى را به فرماندارى كوفه برگزيد . پس از مرگ معاويه ، يزيد او را در پست خود ابقا كرد . « ر . ك . نفس اللمهموم ، ص 86 ، وقعهء صفين ، ص 445 و كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 521 . » ( 4 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 197 - 198 .