على رفيعى
44
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
احياى دين و نابودى ستم يارى دهند . در بخشى از اين نامه آمده است : . . . انَا ادْعُوكُمْ الى كِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ بِنَبِيِّهِ فَانَّ السُّنَّةَ قَدْ امِيْتَتْ وَالْبِدْعَةُ قَدْ احْيِيَتْ فَانْ تَسْمَعُوا قَوْلى اهْدِكُمْ الى سَبيل الرَّشادِ . « 1 » شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر ( ص ) دعوت مىكنم ؛ - زيرا در شرايطى هستيم كه - همانا سنّت پيامبر ( ص ) از بين رفته و بدعت جاى آن را گرفته است پس اگر دعوت مرا بپذيريد شما را به راه سعادت هدايت خواهم كرد . سخن امام ( ع ) در « زوال سنّت و رواج بدعت » بيانگر وضعيّت خاصى است كه با حاكميت يزيد تحقّق يافته است ؛ بديهى است كه با تغيير شرايط و مقتضيات زمان تكليف نيز متغيّر خواهد بود . هر چند يكى از سفيران امام ( ع ) - ابو رزين - پس از انجام مأموريت خويش در رسانيدن نامه حضرت به سران بصره ، دستگير و توسط ابن زياد به شهادت رسيد اما تأثير نامه امام ( ع ) به مردم بصره به حدّى بود كه قبائل مختلفى چون بنى تميم ، بنى حنظله و بنى سعد و . . . آمادگى خويش را جهت يارى امام ( ع ) اعلام داشتند . رشد افكار انقلابى در بصره به شدّت رژيم را وحشت زده نموده از اين رو والى آن - ابن زياد - با سخنان و مواضع حادّ و تهديدآميز - كه بيانگر جنايات و بىباكىهاى پدرش بود - توانست چون سدّى موقّت ، مانع طغيان عمومى گردد . « 2 » اعزام سفير پس از آنكه آخرين پيكهاى كوفه « هانِىِبنهانى » و « سَعيدبنِعَبْدُاللّه » به حضور امام ( ع ) رسيدند ، امام ( ع ) تصميم گرفت نمايندهاى به سوى كوفه بفرستد تا ضمن پاسخگويى به خواستههاى مكرّر مردم ، اوضاع سياسى كوفه و مقدار پايبندى دعوت
--> ( 1 ) . موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ، ص 315 - 316 و تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 240 . ( 2 ) . جهت تفصيل بيشتر ر . ك . به كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 23 - 24 ، حياة الامام الحسين ( ع ) ، ج 2 ، ص 322 - 328 .