على رفيعى

35

تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)

اطّلاعات و اخبار از خانه بيرون آمد و « بامروان » برخورد كرد . « مروان » گفت : « اى ابا عبداللّه ! من تو را نصيحت مىكنم كه به بيعت با « يزيدبن معاويه » تن دهى كه صلاح دين و دنياى تو در اين است . » امام ( ع ) در پاسخ ، كلمهء استرجاع : « انَّا لِلَّهِ وَ انّا الَيْهِ راجِعُونَ » به زبان جارى كرد و فرمود : « عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذا بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدٍ . . . وَقَدْ سَمِعْتُ جَدى رَسُول‌َاللَّهِ يَقُولُ : الخِلافَةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى آلِ ابى سُفْيانَ ، الطُّلَقاء وَابْناءِالطُّلَقاء . . . . » اگر اسلام گرفتار رهبرى چون يزيد گردد بايد براى آن عزا گرفت . ازجدّم رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : خلافت بر آل ابوسفيان ، آزاد شدگان و فرزندان آزاد شدگان ، حرام است . » « 1 » گفتگوى امام حسين ( ع ) با « مروان » به طول انجاميد و سرانجام مروان با چهره‌اى خشمناك از امام ( ع ) جدا شد . « 2 » علّت بيعت نكردن امام ( ع ) با يزيد براى آنكه بدانيم چرا « امام حسين ( ع ) » با « يزيد » بيعت نكرد ، نخست لازم است « يزيد » را بشناسيم و از زندگى خصوصى و سياسى او آگاه شويم . « يزيد » ، جوانى عيّاش ، آلوده به گناه و معتاد به شراب بود . او در كودكى در ميان قبيلهء « بَنى كِلاب » نزد دائيهايش كه پيش از اسلام مسيحى بودند ، زندگى مىكرد و به آدابشان خو گرفته بود . با آنان شراب مىخورد و سگ بازى مىكرد . « 3 » « ابنِ حَنْظَلَه » پس از باز گشت از شام و مشاهدهء زندگى يزيد از نزديك ، به مردم مدينه چنين گزارش داد : « از نزد مردى بى دين ، شرابخوار ، نوازندهء تار و سگ باز مىآيم . يزيد كسى است كه مادر و دختر و خواهران را يك جا به عقد ازدواج خود در مىآورد و به نماز اهميّتى نمىدهد ! » « 4 »

--> ( 1 ) - ر . ك . مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 184 - 185 . ( 2 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 44 ، ص 326 . ( 3 ) - ر . ك . حياة الامام الحسين ( ع ) ، ج 2 ، ص 180 . ( 4 ) - ر . ك . تذكرة الخواص ، ص 115 و تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 368 .