على رفيعى
28
تاريخ زندگانى امام حسين (ع) (فارسى)
معاويه ! هر قدر مىتوانى دشمنى و نيرنگ كن ، چه آنكه اميدوارم دشمنى و مكر تو جز به خودت به كسى زيان نرساند . . . . » « 1 » هر يك از شخصيّتهاى ديگر نيز جواب كوبندهاى به معاويه دادند . « 2 » « معاويه » با آگاهى از نظرات و مواضع قاطع چهره هاى سرشناس مدينه ، بيش از پيش به اهميّت و عظمت جبههء مخالف ولايتعهدى يزيد پى برد . از اين رو تصميم گرفت خود به مدينه رود و از نزديك با مخالفان خود به گفتگو بنشيند شايد بتواند آنان را وادار به تسليم كند . « معاويه » پس از ورود به مدينه ، حسينبن على ( ع ) و ابن عبّاس را به حضور طلبيد و ضمن دلجويى از آنان و تعريف و تمجيد از رسول خدا ( ص ) و مشروع قلمداد كردن اقدام خود در مورد وليعهدى « يزيد » ، به توصيف و تمجيد وى پرداخت و او را شخص حليم و بردبار و آشنا به سنّت پيامبر ( ص ) و قرائت قرآن معرّفى كرد ؛ سپس به روش پيامبر ( ص ) در بر خورد با خلفا و سران مهاجر وانصار و واگذارى پست و مسؤوليّت به آنان ، استناد كرد و عمل آن حضرت را به عنوان الگو و سرمشق براى ديگران باز گفت و در پايان از آنان خواست كه به خواستهء او پاسخ مثبت دهند . « ابن عبّاس » خود را آماده كرد تا پاسخ معاويه را بدهد ؛ ولى امام حسين ( ع ) به وى اشاره كرد سكوت اختيار كند و فرمود : منظور معاويه من هستم . آنگاه به پاخاست و با بيانى صريح و كوبنده پاسخ معاويه را داد . نخست از خود « معاويه » شروع كرد و فرمود : هيهات ، هيهات اى معاويه ! سپيدهء صبح ، تاريكى و ظلمت شب را رسوا ساخت و اشعّهء تابناك خورشيد بر نور چراغهاچيره گشت . تو برترى طلبيدى چندانكه دچار افراط شدى ؛ و ( همه چيز را ) به خود اختصاص دادى و ( دراين راه به ديگران ) اجحاف و ظلم كردى . از پذيرش حقّ امتناع ورزيدى و دراين راه به نيرنگ متوسّل شدى ؛ پاداش و كيفر دادى و در اين راه از مرز حق گذشتى . هيچ ارزشى براى حقوق انسانها قائل نشدى تاآنكه شيطان به بهرهء وافر و نصيب كامل خود رسيد .
--> ( 1 ) - ر . ك . به الامامة و السيّاسة ، ج 1 ، ص 180 - 181 . نشر رضى قم . ( 2 ) - براى آگاهى ازمتن نامههاى اين افراد به الامامة و السيّاسة ، ج 1 ، ص 179 - 180 مراجعه كنيد .