عظيم عظيم پور
90
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
اخبار شك مىكردند و گروهى علاوه بر شك نسبت دروغ به او مىدادند . ابن هلال ثقفى در كتاب « الغارات » روايت كرده است شخصى در وقت سخنرانى امام كه فرمود : « سَلُونىِ قَبْلَ أَنْ تَفْقِدوُنِى . . . » برخاست و از روى حماقت و دشمنى گفت اگر راست مىگويى از تعداد موهاى سر و صورتم خبر بده ! . . . ( امام از سرانجام پسرش كه كودكى بود و در منزل مىخزيد ، خبر داد كه در شمار قاتلان فرزندش حسين ( ع ) خواهد بود « 1 » . . . ) امام ( ع ) براى يكى از كسانى كه از پاى منبر او برخاست و سخنانش را تكذيب كرد - بعد از اينكه از هجوم و ضرب و شتم اصحاب نسبت به او جلوگيرى به عمل آورد - فرمود : آيا سورهء هود را قرائت كردهاى ؟ گفت آرى . امام ( ع ) اين آيه را تلاوت كرد : « أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ . . . » « 2 » و فرمود آنكه بر بينهاى از جانب پروردگارش است ، رسول خدا ( ص ) و امّا شاهدى كه آن را تلاوت مىكند ، من هستم . و عثمان ابن سعيد از عبداللَّه بن بكير از حكيم بن جبير روايت كرده است كه على ( ع ) در بين سخنرانى خود فرمود : « انا عبداللَّه و اخو رسوله لا يقولها احدٌ قبلى ولا بعدى الا كذب ، ورثتُ نبى الرحمة و نكحتُ سيدة نساء هذه الامّة و انا خاتم الوصيّين . . . » . « 3 » ؛ من بنده خدا و برادر رسول خدايم ، هيچ كس آن را پيش از من نگفته و پس از من نگويد ، مگر اينكه دروغ باشد . من وارث پيامبر رحمتم و با سرور زنان اين امت ازدواج كردهام و من پايان بخش اوصياء هستم . خوارج از امام ( ع ) كناره گرفته با شعار « لا حكم الا للَّه » خود را بر حق مىدانند و به على ( ع ) نسبت كفر مىدهند و از او مىخواهند كه از تصميم خود برگردد . اماممىفرمايد : « . . . أَبَعْدَ ايمَانِى بِاللَّهِ وَ جِهَادِى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ أُشْهِدُ عَلَى نَفْسِى بِالْكُفْرِ . « لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ مَا انَا مِن الْمُهْتَدِينَ . . . » « 4 » آيا پس از ايمان به خدا و ( عمرى ) جهاد در كنار رسول خدا بر ( ص ) خودم گواهى كفر بدهم ! اگر چنين كنم گمراه باشم و از راه راست قدم بيرون نهاده باشم .
--> ( 1 ) . رك : به همين كتاب . ( 2 ) . سوره هود ( 11 ) / 17 ( 3 ) . ابن ابىالحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 1 ، صص 208 - 212 . ( 4 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 58 .