عظيم عظيم پور

89

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

و خروج از دين خدا مىنمايند . على ( ع ) آنها را تهديد مىكند و از اينكه در كنار رودخانه نهروان به هلاكت برسند بيم مىدهد ، از حقانيت و فضايل خود براى آنها بيان مىدارد ، حقيقت امور را از زمان وفات پيامبر اكرم ( ص ) تا آن روز ، بر آنها آشكار مىسازد و با آنها حجت را تمام مىكند و از پيشتازى خود در ايمان سخن مىگويد ، تا آنچه را كه فراموش كرده‌اند به ياد آورند و به راه هدايت و قرآن برگردند . آرى باز هم امام دست به شمشير نمىبرد ، اگر موعظه و نصيحت درد آنها را دوا نكند و اگر احتجاج آنها را به راه نياورد ، آنگاه تيغ عدالت از نيام بيرون مىآورد . عجيب است كه على ( ع ) را به تكذيب رسول خدا ( ص ) متهم مىكنند ! چگونه چنين چيزى ممكن خواهد بود براى آن دو كه يك نَفْس هستند ، از يك درخت هستند و از يك نور ! امام ( ع ) در فرازى از سخنان گرانقدر خود مىفرمايد : « اتَرانىِ أكْذِبُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صَلّى اللَّه عَلَيْهِ و آلِهِ ، وَ اللَّهِ لأَنا اوّلُ مَنْ صَدَّقَهُ فَلَا أَكُونُ اوّلَ مَنْ كَذَب عَلَيْهِ فَنَظَرْتُ فِى أَمْرىِ فَإذَا طَاعَتىِ قَدْ سَبَقَتْ بَيْعَتِى وَ إذَا الْمِيثَاقُ فِى عُنُقىِ لِغَيْرىِ . » « 1 » ؛ آيا مىپنداريد كه من بر رسول خدا دروغ مىبندم . به خدا سوگند ، من نخستين كسى بودم كه نبوّت او را تصديق كردم و اوّل كس نباشم كه بر او دروغ بندم . در كارم نگريستم ، ديدم پيش از بيعت ، پيمانِ طاعت بر عهده دارم ، و از من براى ديگرى ميثاق گرفته‌اند كه آنچه پيش آيد بپذيرم و دم برنيارم . « 2 » ابن ابىالحديد در قسمتى از شرح اين كلمات امام ( ع ) مىگويد : « اين سخن را امام ( ع ) در جمع گروهى از لشكريان خود در حال بازديد و سركشى از آنها گفت ، كه او را به دروغ بستن بر رسول خدا ( ص ) متهم كرده بودند ، و آن حضرت گزارش‌هاى غيبى و فتنه‌ها و رويدادهاى مهم آينده را از قول رسول خدا ( ص ) مىگفت . برخى در اين

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 37 . ( 2 ) . اشاره به حادثه سقيفه است . رسول خدا از او پيمان گرفته بود كه اگر برسر خلافت با او به نزاع برخاستند با آنان نكوشد و از حق خود چشم پوشد .