عظيم عظيم پور
65
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
« يَا أَحْنَفُ ، كَأَنّى بِهِ وَقَدْ سَارَ بِالْجَيْشِ الَّذىِ لَايَكُونُ لَهُ غُبَارٌ وَلَا لَجَبٌ ، وَلَا قَعْقَعَةُ لُجُمٍ ، وَلَا حَمْحَمَةُ خَيْلٍ ، يُثِيرُونَ اْلأَرْضَ بِأَقْدامِهِمْ ، كَأَنَّهَا اقْدام النَّعام . . . » « 1 » ؛ اى احنف گويى من او ( رئيس زنگيان ) را مىبينم با لشكرى در حال حركت است كه نه گرد و غبارى دارد و نه بانگ و فريادى ، نه صداى لجامها و نه شيهه اسبها بلند است به گامهاى خود زمين را همانند گام شتر مرغان درمىنوردند و زير و رو مىكنند . . . ابن ابىالحديد در شرح اين خطبه به تفصيل سخن گفته است و اختلاف نظرمورخين را در اين باره يادآور شده است امّا خلاصهء مطلب اين است خبرى را كه امام داده بودند ، به وقوع پيوست و زنگيان كه اكثر آنها غلامانِ دهگانان و بزرگان بصره بودند خروج كردند ، رئيس آنها كسى بنام على بن محمّد بن احمد يا على بن محمّد بن عبدالرحيم بود كه در سال 255 هجرى قمرى در بصره قيام كرد . غلامان زنگى به دستور رئيس خود در روز معينى خواجههاى خود را كشتند و دور او گرد آمدند و انواع فساد و فتنه را بر اهل بصره وارد ساختند . « 2 » امام ( ع ) در فرازى از سخنان خود از هجوم قوم تاتار و كشتارى كه در اثر اين هجوم در بصره اتفاق مىافتد خبر مىدهد و مىفرمايد : « كَأَنّىِ أَرَاهُمْ قَوْماً " كَأَنَّ وُجُوهَهُمْ الَمجَانُّ الْمُطَرَّقَةُ " ، يَلْبَسُونَ السَّرَق وَ الدِّيبَاجَ ، وَ يَعْتَقِبُونَ الْخَيْلَ الْعِتَاقَ وَ يَكُونُ هُنَاكَ اسْتِحْرَارُ قَتْلٍ حَتَّى يَمْشِى الَمجْرُوحُ عَلَى الْمَقْتُولِ ، وَ يَكُونُ الْمُفْلِتُ أَقَلَّ مِن الْمَأْسورِ ! » « 3 » ؛ گويى آنها را مىبينيم گروهى هستند كه چهرهشان مانند سپر چكش خورده است ، ولباسهاى حرير و ديبا مىپوشند ، اسبهاى برگزيده و نيكو نگاه مىدارند ، آنجا چنان كشتار سخت شود كه زخم خورده از روى كشته راه رود و گريخته از چنگال آنها كمتر از گرفتار در دست آنهاست . گروهى را كه امام ( ع ) آنها را توصيف كرده و از حمله و هجوم آنان خبر مىدهد ،
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 128 . ( 2 ) . رك : شرح ابن ابىالحديد ( چاپ رحلى ) ، ج 2 ، ص 311 و شرح فيضالاسلام ، ص 396 . ( 3 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 128 .