عظيم عظيم پور

184

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

دُنْيَاكُمْ تِبْراً وَلَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَ فْراً ، وَلَا أَعْدَدْتُ لِبَالِى ثَوْبَىَّ طِمْراً . . . » « 1 » ؛ بدانيد كه پيشواى شما از دنياى خود به دو جامهء فرسوده بسنده كرده است و دو قرص نان را خوردنى خويش نموده است . و بدانيد كه شما چنين نتوانيد كرد . ليكن مرا با پارسايى و كوشيدن و پاكدامنى و درستى ورزيدن ، يارى نماييد . به خدا سوگند ! از دنياى شما زرى نيندوختم و از غنيمتهاى آن ذخيره ننمودم و بر دو جامهء كهنه‌ام كهنه‌اى نيفزودم . . . صاحب كتاب « اسد الغابه فى معرفة الصحابه » روايات فراوانى را در فضايل‌اخلاقىو شيوه زندگى على ( ع ) آورده است و در پايان هر عنوان اعتراف كرده است كه از آوردن تمام روايات ناتوان بوده است و فقط به ذكر شمار اندكى از آنها اكتفا كرده است . او مىگويد : « فان اميرالمؤمنين عليّاً رضى اللَّه عنه لم يدّخر مالًا و دليله ما نذكره من كلام ابنه الحسن رضى اللَّه عنهما فى مقتله ، انّه لم يترك الا ستمائة درهم اشترى بها خادما . » « 2 » ؛ حضرت امير المؤمنين ( ع ) مال و ثروتى را اندوخته نكرد ، چون كه امام حسن ( ع ) در هنگام شهادت پدر فرمود : او بجز ششصد درهم براى خريدن يك خدمتگذار ، چيز ديگرى از خود بجاى نگذاشت . على ( ع ) با كمترين بهره از اين دنيا ، از بيشترين معنويت برخوردار بود و با قويترين دلاوران ستيز مىكرد و آنها را از پاى در مىآورد . و كسى به غير از او توانايى چنين زيستن رانداشته و هرگز به قلعه رفعت و اوج معنويت او نرسيده است . دنياى على ( ع ) دنياى قناعت بود ، دنياى ساده زيستى بود و دنياى آزادگى و حريت بود . آزادى از هر قيد و بندى كه ديگران گرفتار آن هستند . على ( ع ) به اين دنيا دل نبست و دل را در گرو معبود خويش گذاشت تا عشق او را درربايد و با سبكبالى با روحى پاك و بىآلايش تا ملكوت اعلى به پرواز در آيد و تا جايگاه قُرب الهى پيش برود . و در عبارتى كوتاه امّا بسيار زيبا و پر معنا ، از شيوه زندگى خود در اين دنيا چنين مىفرمايد :

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، نامه 45 . ( 2 ) . ابن اثير ، اسد الغابه فى معرفة الصحابه ، ج 4 ، ص 24 .