عظيم عظيم پور
174
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
« . . . نَفْسُهُ مِنْهُ فِى عِنَاءٍ وَ النَّاسُ مِنْهُ فِى رَاحَةٍ . أَتْعَبَ نَفْسَهُ لاخِرَتِهِ وَ أَراحَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ . . . » « 1 » ؛ نفسش از دست او گرفتار رنج و سختى است و مردم از دست او در آسايش هستند . خود را براى آخرتش به مشقت اندازد و ديگران را از كار خويش به آسايش رساند . زهد على ( ع ) براى همدردى با بيچارگان وقتى كه على ( ع ) انسان زاهد را اين گونه توصيف مىكند به يقين ، خود او عاليترين جلوهء اين حالتها را دارد و زهدى را كه پيش مىگيرد زاييدهء علايق و عواطف اجتماعى اوست و بر همين اساس ، همدردى و شركت عملى او در غم مستمندان و محرومان از برجستهترين امتيازات زندگى پر افتخارش ، به حساب آمده و بارها در سخنانش به اين موضوع اشاره نموده است . امام ( ع ) نامهاى به عثمان بن حنيف ، كارگزارخود در بصره مىنويسد و او را به خاطر شركت در مجلس مهمانى كه شايستهء مقامش نبوده است ، مورد ملامت قرار داده و از شيوه زندگى خود به عنوان يك امام و پيشوا بازگو مىكند و در قسمتى از آن مىفرمايد : « . . . أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِى بِأَنْ يُقالَ هَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنيِنَ وَلا أُشارِكَهُمْ فِى مَكارِهِ الدَّهْرِ ، أَوْ اكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِى جُشُوبَةِ الْعَيْشِ . فَما خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِى أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهيِمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرادُ بِهَا . . . » « 2 » ؛ آيا به اين بسنده كنم كه مرا امير مؤمنان گويند ، و در ناخوشايندهاى روزگار شريك آنان نباشم ؟ يا در سختى زندگى برايشان نمونهاى نشوم ؟ من آفريده نشدهام تا خوردنيهاى گوارا سرگرمم سازد . چون چهار پاى بسته كه تمام هَمّش علف خوردن باشد يا آن حيوان رها شده كه خاكروبهها را به هم زند و شكم را از علفهاى آن انباشته كند و از آنچه از آن خواهند غفلت دارد . . . .
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، خطبه 193 . ( 2 ) . همان ، نامه 45 .