عظيم عظيم پور

172

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

زاهد در عين حالى كه به دنيا دلبستگى ندارد و با خدا در ارتباط است ، از خلق خدا و انجام مسئوليت‌ها و تعهدات اجتماعى نيز غافل نخواهد بود و الّا اگر كسى گوشه‌گيرى برگزيند و به عبادت خدا نيز مشغول باشد ، امّا در جامعه حضور نداشته باشد ، گويى هميشه از آلودگىهاى اجتماعى و انحرافاتى كه در اثر انجام مسئوليت‌ها و حبّ و بغض با انسان‌ها پديد مىآيد مبرّا است . از نظر امام ( ع ) كمال زهد با استناد به قرآن كريم در دو چيز خلاصه مىشود : اندوهگين نشدن و شادمان نگشتن . اندوه و حسرت به خاطر از دست رفتن هر چيزى كه كمال مطلوب نباشد ، نتيجه‌اى جز افسردگى خاطر و پژمردگى روح درپى نخواهد داشت و شادمانى براى بدست آوردن هر چيزى كه تنها وسيله است و با رفتن آن ، مىرود ، معقول نيست . چرا كه اين‌گونه دلخوشىها مانع دست‌يابى به هدف اصلى مىگردد . اگر كسى بخواهد به زهد واقعى برسد بايد به شيوه‌اى زندگى كند كه مرغ آرزويش در اطراف آن چيزى كه هدف اصلى نيست و دوام و بقاء ندارد به پرواز در نيايد و از آمدن و رفتنش مسرور و محزون نگردد . البته غرض اين نيست كه انسان در تمام مراحل زندگى ، در رسيدن به چيزى يا از دست دادن آن ، از لحاظ روحى و عاطفى يك حالت بىتفاوتى داشته باشد . زيرا انسان برحسب فطرت ذاتى خود ، هم سرور و خوشحالى دارد و هم حزن و اندوه . اگر خداوند به بنده‌اش فرزندى بدهد به يقين خوشحال مىشود و مجلس شادى برپا مىكند . و برعكس اگر فرزند خود را از دست بدهد ، غم و اندوه وجودش را فراگرفته و در فراق جگرگوشه‌اش مجلس ماتم و عزا برپا مىدارد . اين حالات در انسان از نظر اسلام مذموم نيست ، بلكه اگر انسان در چنين شرايطى بىتفاوت باشد و آثار خوشحالى يا اندوه بر او ظاهر نگردد گويى از روحى سالم برخوردار نباشد و اين مورد نكوهش است . پيشوايان الهى نيز در زندگى خويش از اين نوع شادمانىها و اندوه‌ها داشته‌اند . امّا بايد توجه داشته باشيم كه اين‌گونه خوشىها و اندوه‌ها ، انسان را از انگيزه نهايى و هدف اساسى باز ندارد و روح او را در برابر وظايف انسانى ، تعهدات اخلاقى ، مسئوليت‌هاى اجتماعى و فردى پژمرده نسازد . حضرت على ( ع ) اگر چه حدود 25 سال از حق مسلّم