عظيم عظيم پور
124
امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)
كسى جز على ( ع ) برازنده نباشد و به همين مناسبت بارها و بارها ، در سفر و حضر ، در بين خويشاوند و بيگانه و در جمع انبوه مسلمانان از سرزمينهاى مختلف ، اين مأموريت خطير الهى را به شايستگى انجام داد و على ( ع ) را به اين مقام كه جز او هيچ كس ديگرى شايستگى و لياقت آن را نداشت منصوب كرد . آنگاه كه خورشيد عالم تاب نبوّت غروب كرد و ابرهاى غمبارِ اين غروب جانگاه ، بر آسمان پديدار گشت . على ( ع ) با دنيايى از غم و اندوه ، با كمك فرشتگان الهى بدن مبارك عزيزترين خلق خدا را غسل داد و مراسم تدفين آن حضرت را عهدهدار شد . على ( ع ) در آتش غم فقدان رسول خدا ( ص ) مىسوخت و باخود عالمى داشت . على ( ع ) در سوز و گداز بود و چه بسا هنوز دست از مراسم به خاكسپارى نبى اكرم ( ص ) نكشيده بود كه خبر از سقيفه رسيد . دستهاى سياست و انديشههاى شوم گروهى از انسانهاى جاهطلب و حقنشناس كه به يقين مىدانستند اگر جريانات امور به حال خود واگذاشته شود سيلى از مردم بخروشند و براى بيعت با على ( ع ) و تحقق اهداف رسول خدا ( ص ) به سوى او روانه شوند . با چنين انديشهاى ، سد بزرگى در مقابل اين سيل خروشان ، بنام سقيفه بنا كردند و براى هميشه در تاريخ لكه ننگى را از خود به يادگار گذاشتند . على ( ع ) نيز چنين توقعى نداشت كه غير از او در اين امر انتخاب شود ، امّا شد آنچه كه نبايد مىشد . برخى از مردم سادهانديش و ظاهربين با پيروى از بعضى از بزرگان و سران خود دست بيعت را با كسى غير از على ( ع ) دادند . اولى دورانش به پايان رسيد ، كه در آغاز امر ، درخواست استعفا و بركنارى را داشت امّا دومى را پس از خود جانشين كرد . امام ( ع ) در خطبه شقشقيه دربارهء ادارهء امور آنها و اوضاع جامعه در زمان خلافتشان ، سخنان ارزندهاى دارند . دومى نيز وقتى كه در بستر بيمارى در اثر جراحت ضربههاى شمشير ابو لؤلؤ ، خوابيده بود و آثار مرگ را در خود مىديد ، دستور داد تا شورايى شش نفره متشكل از : على ( ع ) ، طلحه ، زبير ، عثمان ، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابىوقاص ، براى