عظيم عظيم پور

111

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

نگردد ، يكى از دو ناقه را به او هديه خواهم كرد . غير از امام ( ع ) كسى جرأت چنين كارى را نكرد . بيدرنگ گفت : اى رسول خدا ( ص ) من چنين كارى را انجام دهم . پيامبر ( ص ) فرمود : برخيز و نماز بجاى آر . امام نماز را شروع كرد و در حال تشهد به خاطر مباركش رسيد كه از اين دو ناقه ، بهترش را بگيرد و آن را قربانى كرده و در راه خدا صدقه بدهد . آنگاه كه امام از نماز دست كشيد ، پيامبر ( ص ) على ( ع ) را از اين حالت خبر داد . امّا گفت : اين فكر شما براى خدا و امر آخرت بود نه براى دنيا و شخص خودت . پيامبر ( ص ) هر دو ناقه را به او بخشيد و او نيز هر دوى آنها را قربانى كرده و بيچارگان و نيازمندان را طعام داد . » « 1 » على ( ع ) همگام با قرآن همراه با سنّت قبل از آنكه به كلام رساى امام ( ع ) و زبان گوياى او در هماهنگى راستينش با قرآن و سنّت پرداخته شود ، بهتر است برخى از شواهد تاريخى ، گفتارها و روايات و پرتوى از كلام خود امام ( ع ) در بارهء مصاحبت و همراهى آن حضرت با خورشيد فروزان نبوّت سرور دو عالم ، حضرت محمد ( ص ) ، يادآورى گردد . مورخان و سيره‌نويسان همه اتفاق نظر دارند كه على ( ع ) از دوران كودكى ، سن پنج يا شش سالگى در خانه رسول خدا ( ص ) و در دامن پر از رأفت و رحمت آن بزرگوار رشد كردو تربيت يافت و از همان آغاز با اخلاق غير از پيامبر ( ص ) آشنا نشد . البته ممكن است در بين مورخان راجع به اينكه به چه انگيزه‌اى رسول اكرم ( ص ) على ( ع ) را از ابتداى كودكى از عموى خود گرفت و در نزد خودش نگهدارى و مراقبت كرد اختلاف نظر باشد ، كه برخى گفته‌اند چون رسول خدا ( ص ) مدتى را در تكلف عمويش ابوطالب بود ، خواست كه با اين كارش ، خدمات و زحمتهاى عمويش را جبران كند . « 2 » بعضى ديگر گفته‌اند سال گرانى و سختى پيش آمد و ابوطالب تنگدست بود و عائله‌اش زياد ، رسول خدا به همراه دو تن از عموهايش براى مشاركت در كفالت عائله عمويشان ابوطالب ، نزد او رفته و اين پيشنهاد را به او دادند . ابوطالب گفت : به غير از

--> ( 1 ) . نقل از همان منبع . ( 2 ) . رك : حكمت‌ها و اندرزها ، مرتضى مطهرى . ص 139 ؛ و بحار الانوار ، ج 38 ، ص 295 .