عظيم عظيم پور

106

امام على (ع) در نهج البلاغه (فارسى)

« إِنّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةْ التُّجَّارِ ، وَ إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ اْلأَحْرَارِ » « 1 » ؛ همانا گروهى از مردم خدا را به اميد بخشش و رسيدن به نعمتهاى جاودانه او در بهشت مىپرستند كه اين عبادت بازرگانان است و گروهى به خاطر ترس از عذاب الهى او را مىپرستند و اين عبادت بردگان است و گروهى خدا را براى شكرگزارى در برابر نعمتهايش او را عبادت مىكنند و اين عبادت آزادگان است . على ( ع ) كه جامع تمام فضايل انسانى است و در تمام ابعاد به حد كمال رسيده است به يقين در عبادت و بندگى ذات اقدس حقّ كه اوج عزت و نقطه اعلاى افتخار اوست ، اكمل عبادات را برگزيده است . او در اين راه نه شيوه بازرگانان را پيشه خود ساخته است كه از عبادت خدا چشم طمع به بهشت او داشته باشد و نه رسم بردگان را انتخاب كرده است كه عبادت او به خاطر ترس از عذاب باشد . بلكه اساس عبادت او عشق به خداست ، محبت به معبود است ، شكرگزارى است . و اگر نوع چهارمى كه از اين نوع عبادت برتر و كامل‌تر بود ، پر واضح است كه آن را اختيار مىكرد . على ( ع ) وجودش آنچنان مالامال از عشق به خداست كه اگر اجل معيّنى در دنيا نداشت ، از شوق لقاء معشوق ، براى لحظه‌اى هم در آن آرام و قرار نداشته و هر آن ، به سوى معبودش مىشتافت - اگر چه عمرى در انتظار چنين لحظاتى با بىصبرى بسر مىبرد - و ما اين عشق را نمىتوانيم معنا كنيم و توان درك آن را نداريم . خود آن حضرت جلوه‌اى از اين عشق را در دعاى كميل و مناجات با خداى خود به ما مىنماياند و مىفرمايد : « . . . فَهَبْنِى يَا إلَهىِ وَ سَيِّدىِ وَ مَوْلَاىَ وَ رَبّىِ صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فَرِاقِكَ » ؛ اى خداى من و سيد و مولاى من و پروردگار من ، گيرم كه بر آتش تو صبورى كنم ، چگونه بر فراق تو صبر كنم ! « وَ هَبْنِى صَبَرْتُ عَلَى حَرّ نَارِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إلَى كَرَامَتِكَ » ! ؛ گيرم آنكه بر حرارت آتشت صبر كنم ، چگونه چشم از لطف و كرامتت توانم پوشيد . « 2 »

--> ( 1 ) . نهج‌البلاغه ، حكمت 237 . ( 2 ) . فرازى از دعاى كميل ( مفاتيح‌الجنان ، ص 116 ) .