على رفيعى
34
تاريخ زندگانى امام حسن (ع) (فارسى)
اسلام ونيز ابقاى افراد متعهّد و فداكار ، مصالحه و متاركهء جنگ نمايند ؛ در هر دوصورت ، حجّت خدا بر مردم و پيشواى امّت هستند . 2 - أَنْتَما الْامامانِ وَ لِأُمِّكُما الشَّفاعَةُ . « 1 » شما امام و رهبر هستيد و شفاعت از آن مادر شماست . 3 - وَ هُوَ سَيِّدُ شَبابِ أَهْلِ الجَنَّةِ وَحُجَّةُ اللَّهِ عَلى الْامَّةِ . أَمْرُهُ أَمْرى وَقَوْلُهُ قَوْلى . مَنْ تَبِعَهُ فَانَّهُ مِنى ، وَمَنْ عَصاهُ فَانَّهُ لَيْسَ مِنى . « 2 » او ( امام حسن ( ع ) ) آقا و سرور جوانان بهشتى و حجّت خدا بر امّت است . فرمان او فرمان من و گفتار او گفتار من است . هر كس از وى پيروى نمايد از من است و هركس او را نافرمانى كند از من نيست . 4 - أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ . « 3 » من با هر كس كه شما با او در صلح و مسالمتيد ، در صلح و مسالمتم ، و با هر كس كه شما با او در ستيزيد در ستيزم . اين اظهار نظرها از پيامبر ( ص ) ، بيانگر مقام عصمت و ولايت امام حسن و امام حسين ( ع ) مىباشد و نيز هشدارى به همهء مردم است كه بدانند امر آن دو ، امر خدا و نهى آنان ، نهى خداست . « 4 » اظهار علاقهء و محبّت رسول گرامى اسلام ( ص ) نسبت به دو فرزند گرانقدرش نيز در همين راستا بود . محبّت رسول خدا ( ص ) نسبت به وى و برادرش امام حسين ( ع ) به اندازهاى بود كه با ورود آنان به مسجد ، سخنرانى خود را قطع مىكرد و از منبر پايين مىآمد و حسنين را در آغوش مىگرفت و به نوازش آنان مىپرداخت . « 5 »
--> ( 1 ) - الاتحاف بحبّ الأشراف ، ص 129 . ( 2 ) - فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 35 . ( 3 ) - مقتل الحسين ، خوارزمى ، ج 1 ، ص 61 . ( 4 ) - برگرفته شده از الحياة السّياسيّة للامام الحسن ( ع ) ، ص 10 - 12 . ( 5 ) - ر . ك . بحارالانوار ، ج 43 ، ص 300 .