على رفيعى

38

در آمدى بر سيره فاطمى (س) (فارسى)

مىنهد « 1 » و برادر از برادر ، فرزند از مادر و پدر و همسر از همسر فرار مىكند ، « 2 » همواره دغدغهء خاطر فاطمه ( س ) بود . از اين رو ، از پيامبر ( ص ) پرسيد : « پدر جان ! در آن موقف بزرگ ، روز وحشتها و روز بزرگ‌ترين ترسها ، كجا تو را پيدا كنم ؟ » رسول خدا ( ص ) فرمود : « فاطمه جان ! نزد دروازهء بهشت ، در حالى كه پرچم حمد را به اهتزاز در آورده‌ام و امّتم را شفاعت مىكنم . » - اگر آن‌جا تو را نيافتم ؟ - در كنار حوض كوثر ، آن‌جا كه مشغول سقايت امّتم هستم . . . . - اگر آن‌جا نيز تو را نيافتم ؟ - در كنار جهنّم ، در حالى كه شعله‌هاى آتش را از امّتم دور مىكنم . اينجا فاطمه ( س ) آرام گرفت وغم از چهره‌اش زدوده شد . « 3 » روزى رسول خدا ( ص ) بر فاطمه ( س ) وارد شد و او را نگران و اندوهگين يافت . از او پرسيد : « دخترم ! حزن و اندوهت براى چيست ؟ » فاطمه ( س ) گفت : « پدرجان ياد كردم روز محشر و توقف مردم را در آن روز در حالى كه برهنه‌اند . » « 4 » در روايتى ديگر آمده است : روزى رسول خدا ( ص ) نزد زهرا ( س ) آمد و او را گريان ديد . پرسيد : « اى نور چشم من ! چه چيزى باعث گريهء تو شده است ؟ » زهرا ( س ) گفت : آيهء « وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُم احَداً ( كهف : 47 ) [ و همهءآنان ( انسانها ) را برمىانگيزيم ، و احدى ازايشان‌را فروگذار نخواهيم كرد . ] « 5 » »

--> ( 1 ) . حج ( 22 ) ، آيه 2 « يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا ارْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها . » ( 2 ) . عبس ( 80 ) ، آيه 34 - 36 « يَومَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اخيهِ و امِّهِ وَ ابيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنيهِ » . ( 3 ) . امالى صدوق ، مجلس 46 ، ص 350 ، حديث 14 . ( 4 ) . بحارالانوار ، ج 8 ، ص 53 . ( 5 ) . ملحقات احقاق الحق ، ج 25 ، ص 527 .