رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

12

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

اميرمؤمنان صلى الله عليه و آله و سلم در برابر خطاها و حق‌كشىها سكوت نكرد ، بلكه بارها از حق خود دفاع كرد و اشتباهات را گوشزد نمود . على عليه السلام پس از پايان دوران 25 ساله غصب خلافت ، رهبرى حكومت اسلامى را پذيرفت و براى برپايى حق و نابودى باطل به‌پاخاست ، اما كسانى كه تاب تحمل عدالت وى را نداشتند ، با او به مخالفت برخاستند ، عده‌اى سودجو بيعت خود را با او شكستند و خواهان امتيازهاى بيشترى شدند و سرانجام ، جنگ جمل را به وجود آوردند . عده ديگرى همچون معاويه و دار و دسته‌اش كه مىدانستند در حكومت عدل اميرمؤمنان عليه السلام جايى براى آنها وجود ندارد ، از فرمان آن حضرت سرپيچى كردند ، عليه وى دست به تبليغ زدند و جنگ صفين را به راه انداختند . اميرمؤمنان عليه السلام نيز ناچار به مقابله با آنها پرداخت ، ولى سرانجام در آستانهء پيروزى بر اثر بروز اختلاف و دودستگى و ضعف فكرى بعضى از سپاهيان ، جنگ صفين بدون دستيابى به نتيجهء لازم پايان يافت و از همان جا شكل‌گيرى گروهى كه بعدها به نام « خوارج » معروف شدند ، آغاز گرديد . خوارج انسان‌هايى در ظاهر مؤمن و مقدس ولى كج‌فكر بودند و قدرت تجزيه و تحليل صحيح حوادث را نداشتند و بر اثر برداشت‌هاى غلط از قرآن و اشتباه تفسير كردن آيات آن ، انحراف‌هاى بزرگى پيدا كردند . آنان ابتدا با پيمان حكميتى كه خود بر اميرمؤمنان در جنگ صفين تحميل كرده بودند مخالفت نموده و رفته رفته دست به شورش زدند و ماجراى نهروان را به وجود آوردند .