رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

55

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

مروان حكم و طلحه در يك جبهه بودند . مروان از يك فرصت استفاده كرد و نيزه‌اى به طلحه زد كه بر اثر آن مرد ؛ چنان كه عبدالملك مروان گفته است كه اگر پدرم ، يعنى مروان ، نگفته بود كه طلحه را او كشته است همه اولاد طلحه را به خونخواهى عثمان مىكشتم . وقتى طلحه در حال جان دادن بود ، مىگفت : بارخدايا حق عثمان را از من بگير تا راضى شود . « 1 » آرى كسانى كه خود در كشتن عثمان دست داشتند ، قتل او را بهانه مخالفت با على عليه السلام قرار دادند ، و عليه آن حضرت به جنگ پرداختند ، اما اينها همه بهانه‌اى بيش نبود . آنان خواستار مقام و مال بودند ، اما وقتى ديدند با رفتار على عليه السلام ، بدون در نظر گرفتن حق و داشتن صلاحيت ، به تعبير خودشان به اندازهء كوشيدن سگ هم چيزى به آنها نخواهد رسيد ، از در مخالفت و پيمان‌شكنى درآمدند و على عليه السلام نيز از صحبت و همنشينى با آنان خوددارى ورزيد به قول حافظ : پير پيمانه‌كش من كه روانش خوش باد * گفت پرهيز كن از صحبت پيمان‌شكنان

--> ( 1 ) - طبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 223 .