رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

38

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

چيز تو را فريب داد تا به خدا و رسولش پشت پا زده و خلافت را بپذيرى ، در حالى كه مىدانى آنچه را اهل دين بدان احتياج دارند ، فاقد هستى . » ابوبكر سخنان امام را تصديق كرد و در حالى كه مىگريست ، يك روز مهلت خواست تا در اين باره فكر كند . فرداى آن روز تصميم گرفت ، خلافت را در انظار عمومى به اميرمؤمنان واگذار كند ، اما « عمر » مانع شد و گفت : « على تو را سحر و جادو كرده است . » « 1 » ب - در مسأله فدك ابوبكر پس از استحكام پايه‌هاى حكومت خود ، دستور غصب « فَدَكْ » « 2 » را صادر و كارگران فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها را از آنجا اخراج كرد . دختر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با گروهى از زنان بنىهاشم ، به عنوان اعتراض نزد وى رفته و فرمود : « چرا كارگران مرا از فدك اخراج كرده‌اى در حالى كه فدك را پدرم در حال حيات و به امر پروردگار به من بخشيده است . » ابوبكر گفت : آيا براى اثبات اين ادعا شهود و گواهانى دارى ؟ فاطمهء زهرا عليها السلام اميرمؤمنان و « ام‌ّايمن » را به عنوان شهود معرفى كرد و آنان شهادت دادند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فدك را در زمان حياتش به امر خدا ، به فاطمهء زهرا عليها السلام بخشيده است .

--> ( 1 ) - احتجاج ، طبرسى ، ج 1 ، ص 115 - 130 . ( 2 ) - روستايى است در حجاز كه پس از فتح خيبر يهوديان آن را به نصف درآمدش ، با رسول‌اللَّه‌مصالحه كردند و چون بدون جنگ و خونريزى به دست آمده بود ، طبق دستور اسلام ، ملك شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بود و پيامبر نيز آن را به امر خدا ( در سوره اسرا ، آيهء 26 ) به فاطمهء زهرا عليها السلام بخشيد . ( احتجاج ، طبرسى ، ج 1 ، ص 90 . )