رضا رحمتى / عبد الحسين بينش

29

جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)

اين ، خدا در زمين نيست ! ابوبكر عصبانى شد و گفت : اينها حرف‌هاى بىدينهاست ، از اينجا دور شو و گرنه تو را مىكشم . مرد يهودى در حالى كه از اين برخورد ، شگفت‌زده بود ، از نزد وى بيرون رفت . اميرمؤمنان عليه السلام از قضيه اطلاع پيدا كرد و هنگامى كه يهودى را ديد ، به او فرمود : خداوند متعال مكان‌ها را آفريد و خود مكان خاصى ندارد و بالاتر از آن است كه مكان‌ها بتوانند او را فرا گيرند . او در همه جا هست ، ولى هرگز با موجودى تماس و مجاورت ندارد ، و بر همه چيز احاطهء علمى دارد و چيزى از قلمرو تدبير او بيرون نيست . امام عليه السلام دليل‌هاى ديگرى نيز از تورات براى آن مرد يهودى آورد و وى را قانع ساخت . يهودى ، زبان به حقانيت آن حضرت گشود و با خوشحالى از خدمتش مرخص شد . « 1 » همچنين پس از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مردى يهودى نزد ابوبكر آمد و گفت : مىخواهم از تو سؤال‌هايى كنم كه جز پيامبر يا وصى و جانشين او ، ديگرى جواب آنها را نمىداند . ابوبكر گفت : آنچه به نظرت آمده ، بپرس . يهودى گفت : مرا خبر بده از آنچه براى خدا نيست و از آنچه نزد وى نيست و آنچه را كه خدا نمىداند . ابوبكر در جواب ماند و گفت : اينها سؤال‌هاى كافران است . سپس تصميم گرفتند يهودى را آزار دهند . « ابْنِ عَبَّاس » گفت : شما با اين مرد به انصاف رفتار نمىكنيد ، اگر جوابى داريد به او بدهيد و گرنه او را نزد على بن ابىطالب ببريد تا جوابش را بدهد ، زيرا من از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شنيدم كه در حق على عليه السلام دعا مىكرد و

--> ( 1 ) - ارشاد ، شيخ مفيد ، ص 192 .