رضا رحمتى / عبد الحسين بينش
23
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)
حضرت در برابر جريان سقيفه اشاره مىكنيم . 1 - پس از اينكه به اميرمؤمنان عليه السلام گفته شد : مهاجران در مقابل انصار به اين مطلب استدلال كردند كه آنان خويشاوند پيامبرند و خليفه بايد از قريش و از شاخههاى نبوت باشد . حضرت فرمود : احْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَاصناعُوا الثَّمَرَةَ « 1 » اينها به خود درخت احتجاج كردند ، ولى ميوه و ثمرهء آن را ضايع ساختند . 2 - اميرمؤمنان پس از دفن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به مسجد آمد و با ناراحتى خطاب به « ابوبكر » فرمود : در كار ما افساد كردى و حق ما را ضايع ساختى . « 2 » همچنين هنگامى كه دستاندركاران خلافت ابوبكر ، دور آن حضرت و بنىهاشم را گرفتند و گفتند : با ابوبكر بيعت كنيد و گرنه با شمشير دربارهء شما حكم مىكنيم ، حضرت در جواب فرمود : من براى اين بيعت سزاوارترم ، شما بايد با من بيعت كنيد ، شما به موجب قرابت با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خلافت را از انصار گرفتيد ، آنها هم اين حقّ را به شما تسليم كردند ، من نيز با شما چنين استدلال مىكنم من در زمان حيات پيامبر و هنگام رحلت او نزديكترين فرد به او بودم . من وصى و وزير و حامل علم او هستم . . . من به كتاب خدا
--> ( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 66 . ( 2 ) - مروج الذّهب ، على بن الحسين مسعودى ، ج 2 ، ص 301 .