سيد محمد حسينى شاهرودى
27
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)
عباسيان ، از اين جهت است كه اينان نيز همان اهداف و سياستهاى سلسلهء شاهنشاهى دو هزار و پانصد ساله را دنبال مىكردند . پس از مظلوميت امام مجتبى عليه السلام بهواسطهء عدم يارى مردم و تحميل صلح بر آن حضرت ، معاويه بر كرسى خلافت نشست . در روز مراسم رسمى سلام ، عدهاى بر او وارد شدند و گفتند : « السَّلامُ عَلَيْكَ يا خَليفَةَ رَسُولِ اللَّه . السَّلام عَلَيْكَ يا اميرَ الْمُؤْمِنين . ولى وقتى عمرو بن عاص وارد شد خطاب به معاويه گفت : السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا الْمَلِك ! درود بر تو اى پادشاه ! يعنى : معاويه ! تو قيام كردى كه خلافت و امامت و دين را بهصورت سلطنت درآورى و با حمايت مردم چنين كردى ! ديگران شايد حقيقت مطلب را نمىدانستند و يا جسارت لازم را نداشتند ، آنگونه سلام دادند ، ولى عمرو عاص كه خودش در نقشهء پليد سياسى بود ، آگاهانه گفت : « السَّلامُ عَلَيْكَ ايُّهَا الْمَلِك ! » در اين هنگام ، معاويه و عمرو عاص ، با اذعان به دستيابى به هدف خود ، هر دو لبخند زدند . البته بايد توجه داشت كه عدم پذيرش حكومت امير مؤمنان عليه السلام از سوى مردم هرگز به مشروعيت آن لطمهاى نزد و حكومت معاويه نيز با رأى مردم مشروعيتى بهدست نياورد . اگر زمانى فرا رسد كه مردم مشروعيت حكومت و حاكم را نيز به اعتبار رأى خودشان ببينند ، فاجعهاى عظيم رخ خواهد داد و به يقين مصداق آيهء كريمه مىشوند كه فرمود :