سيد محمد حسينى شاهرودى

19

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

به‌گونه‌اى براى دستيابى به نظم و انسجام تلاش كرده و در راه تحقق اين هدف گام برداشته‌اند ، اما تأكيد فاطمهء زهرا عليها السلام بر اين نكته است كه اگر امامت و رهبرى اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان محور اصلى حكومت در جامعه مورد توجه قرار گيرد ، دستيابى به ثبات و انسجام اجتماعى و جلوگيرى از نابسامانى و افتراق كه در واقع از ابتدايىترين و بديهىترين وظايف حكومت است ، به بهترين شكل آن تأمين خواهد گرديد و زمينه براى تحقق اهداف مهمترى كه از تشكيل حكومت مورد انتظار است فراهم خواهد شد . محور ديگر سخن حضرت زهرا عليها السلام ترسيم وضعيت موجود امت اسلامى پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه وجود تشتت و تفرقه در بين مسلمانان و نابسامانى امور آنها پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله معلول روىگردانى آنها از اهل‌بيت و انحراف از سيستم حكومتى مبتنى بر امامت و ولايت است . در واقع از ديدگاه فاطمه عليها السلام ، امامت تداوم و استمرار رسالت است و « امام » در ادارهء امور مسلمانان و نظام اجتماعى آنان از همان شأن و جايگاهى برخوردار است كه « رسول » برخوردار بود . لذا اگر ديده مىشود كه نظام خلافت پس از رسول خدا صلى الله عليه و آله نه تنها نتوانست نقش محورى رهبرى را در جامعهء اسلامى حفظ كند ، بلكه خود عاملى براى گسترش نابسامانى گرديد ، بدين خاطر بود كه كسانى در مصدر امور قرار گرفتند كه فاقد صلاحيت رهبرى بودند و امام برحق را از حكومت و حق خود محروم ساخته‌بودند . حضرت زهرا عليها السلام چون بر لزوم وجود امام معصوم در كنار قرآن براى هدايت انسانها اعتقاد داشت به مبارزه با حاكمان غاصب پرداخت ؛