سيد محمد حسينى شاهرودى

16

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

المَطَرَ . وَ انَّمَا الْائِمَّةُ قُوّامُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ ، و عُرَفَاؤُهُ عَلى عِبادِهِ ، لا يَدْخُلُ الجَنَّةَ الّا مَنْ عَرَفَهُمْ و عَرَفُوهُ ، وَ لا يَدْخُلُ النَّارَ الَّا من انْكَرَهُمْ و انْكَرُوهُ . « 1 » - خورشيد - طلوع كنندهء امامت - برآمد . و ماه درخشندهء ولايت - پرتو افكند ، و كوكب - عدالت - به در آمد . و ناراست راست گرديد ، و خدا مردمى را به جاى مردمى ديگر گزيد ، و روزى را به روزى بدل گردانيد . چشم مىداشتيم بر دگرگون شدنِ روزگاران ، چنان كه قحطى زده در انتظار باران . همانا امامان از جانب خدا تدبير كنندهء كار مردمانند ، و كارگزاران بندگانند . كسى به بهشت نرود جز آن‌كه آنان را شناخته باشد ، و آنان او را شناخته باشند ؛ و به دوزخ در نشود جز آنكه منكر آنان بُوَد ، و آنان وى را نپذيرفته باشند ، و محرم نساخته . « 2 » از اين روست كه وقتى على عليه السلام شنيد مردى از خوارج نهروان كه در مخالفت با امير مؤمنان در صحراى حروراء نزديك كوفه جمع شده‌اند ، نماز شب و قرآن مىخواند ؛ دربارهء او كه امام خويش را نشناخته بود ، فرمود : نَوْمٌ عَلى يَقِينٍ خَيْرٌ مِنْ صَلاةٍ فِى شَكٍّ به يقين خفتن به كه با دو دلى نماز گزاردن . « 3 » با توجه به روايات فوق ، ولايت و امامت را نمىتوان باور يا حكمى

--> ( 1 ) - نهج‌البلاغه ، خطبهء 152 . ( 2 ) - نهج‌البلاغه ، ترجمهء دكتر سيد جعفر شهيدى ، ص 149 - 150 . ( 3 ) - همان ، ص 376 .