سيد محمد حسينى شاهرودى
101
فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)
انحراف از اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله ، مظلوميت همسر ، جسارت گروه حاكم ، سرپيچى مردم ، غصب فدك ، ضربههاى جسمى و روحى ، همهء اينها فاطمه عليها السلام را سخت تكان داد و تأثرى شديد تار و پود وجودش را فرا گرفت . غم زهرا عليها السلام براى خودش نبود زيرا اولياء الهى تنها رضا و غضب خداوند و آنچه در اين مسير است ، آنها را به لطف و قهر مىآورد و اندوه و شادى و گُل لبخند و گلاب اشك آنان نيز حساب ديگرى دارد . در حقيقت چشم ، زبان عشق است كه با كلمات اشك سخن مىگويد . گاه پيام محبت دارد و گاه اعلام نفرت ، هم گل است و هم گلوله ، مانند اشك زهرا عليها السلام كه مهرآميز بود و قهرانگيز ؛ از دورى رسول خدا صلى الله عليه و آله سخن مىگفت و غصب ولايت را متذكر مىشد . اشكهايى كه بر تربت پدر مىريخت غربت ولايت را تداعى مىكرد و قطرات مرواريدگونهء او كه بر مزار حمزه سيدالشهداء مىريخت پيوند اشك و خون را بيان مىكرد . حضرت زهرا عليها السلام آنگاه كه از يارى مسلمانان و اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله مأيوس شد ؛ يكباره خود را تنها ديد و همهء غمها به او هجوم آوردند ولى هرگز از مبارزه مأيوس نشد بلكه مبارزه با گريه را آغاز كرد . اين روش براى برانگيختن عواطف و احساسات مردم مىتوانست مؤثر باشد و حس جستجوگر مشاهده كنندگان را برانگيزاند . گريههاى او باعث مىشد كه برخى از خود بپرسند ؛ چرا دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله اينگونه بىتابى مىكند و گاهى برخى از آن حضرت علت گريه را جويا مىشدند و فاطمه عليها السلام حقيقتى تلخ را براى آنان بازگو مىكرد . چنان كه وقتى امسلمه علت گريه را پرسيد فرمود :