قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن
61
نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)
درس ششم : قانونگذارى در اسلام ( 1 ) تعريف قانون قانون در لغت به معناى رسم ، قاعده ، روش و آيين است . « 1 » ريشهء كلمهء قانون يونانى است كه از راه زبان « سريانى » وارد زبان عرب شده و دراصل به معناى خط كش به كار رفته و بعد به معناى قاعده برگشته است . « 2 » مفهوم قانون ، امرى است كلى كه بر همهء جزئياتش منطبق گردد و احكام جزئيات از آن شناخته شود . قانون در حقوق به قاعدهاى اطلاق مىشود كه توسط مقام صلاحيتدار ، وضع و ابلاغ شود و مبتنى بر مصلحت همهء افراد جامعه باشد . « 3 » واژهء قانون كمتر مورد استعمال فقها قرار گرفته و آنان مقررات الزامآور را تحت عناوين واجب و حرام و احكام خمسه را تحت عناوين ، شرع ، شريعت و حكم شرعى آوردهاند . قانون در اسلام ، همان احكام تكليفى است كه تحت عنوان واجب و حرام ، بايدها ونبايدهاى رفتار انسان را در زندگى اجتماعى و فردى مشخص كرده است ؛ البته در معناى رايج ، به آنچه كه مربوط به تكاليف فردى بوده و ربطى به اجتماع و رابطهء شخص با جامعه ندارد ، قانون گفته نمىشود . ضرورت قانون براى جامعه انسان موجودى « مدنىالطبع » بوده و همواره به صورت اجتماعى زيسته است . يكى
--> ( 1 ) - فرهنگ معين . ( 2 ) - قانگذارى در اسلام ، صبحى محمصانى ، ترجمه اسماعيل گلستانى ، ص 12 ، انتشارات اميركبير ، 1360 . ( 3 ) - ترمينولوژى حقوق ، محمد جعفر ، جعفرى لنگرودى ، گنج دانش ، كلمهء قانون .