قدرت اللّه بهرامى / محمد رضا مومن

29

نظام سياسى اجتماعى اسلام (فارسى)

« السِّياسَةُ اسْتِصْلاحُ الْخَلْقَ بِارْشادِهِمْ الىَ الطَّريقِ الْمُنْجى فى الْعاجِلِ وَ اْلآجِلِ » « 1 » سياست عبارت از اصلاح خلق با ارشاد و هدايت آنان به راهى كه در دنيا و آخرت سبب نجاتشان مىگردد . سياست در فرهنگ علوم سياسى ، بررسى كاركردهاى حكومت يا دولت ، مديريت امور همگانى ، احزاب سياسى و تدابيرى است كه حكومت به منظور ادارهء امور كشور اتخاذ مىكند و اين تدابير شامل سياست داخلى و خارجى مىباشد . « 2 » امام خمينى ( قدس سره ) در مورد سياست مىفرمايد : سياست اين است كه جامعه را هدايت كند و راه ببرد و تمام اين مصالح جامعه را مدّنظر بگيرد و اينها هدايت كند به آن چيزى كه صلاحشان‌است . « 3 » سياست در اسلام در اسلام هميشه جنبه‌هاى معنوى عمل ، بر ديگر جنبه‌ها غلبه دارد و در سياست اسلامى نيز روح معنويت ، حاكم است . بر خلاف آنچه كه درجهان امروز وجود دارد و موضوع اصلى سياست ، حفظ قدرت و يا اعمال قدرت براى دنيا دارى است ، در اسلام قدرت جزئى از حوزهء كار سياست بوده و هدف سياست ، هدايت بشر به سوى كمال و تعالى ، ايجاد نظم و عدالت و جلوگيرى از ظلم و ستم است . اين مطلب تاآنجا اهميّت دارد كه امام على ( ع ) ملاك سياست را عدل دانسته ، مىفرمايد : « مِلاكُ السِّياسَةِ عَدْلٌ » « 4 » ملاك سياست عدالت است . واژه « سياست » و « سياستمدارى » در منابع و متون اسلامى زياد به كار رفته و از ائمه معصومين ( ع ) به عنوان « سياستمداران مردم » و « عارف به مسائل سياسى » ياد شده است :

--> ( 1 ) - اقرب الموارد ، طريحى ، ماده سوس . ( 2 ) - فرهنگ علوم سياسى ، على آقا بخشى ، انتشارات منذز ، واژهء سياست . ( 3 ) - روزنامهء اطلاعات ، 4 / 10 / 1359 . ( 4 ) - غررالحكم ، آمدى ، ج 7 ، ص 757 ، دانشگاه تهران ، 1361 .