جعفر وفا
11
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
تبرّى ، از مادّهء « بَرَءَ » ( ب - ر - ءَ ) به معناى دورى از هر نقص و عيب و كنارهگيرى از چيزى است كه انسان از نزديك شدن به آن تنفّر دارد . در زبان عربى كسى كه از مرضى شفا مىيابد مىگويد : « بَرَأْتُ مِنَ الْمَرَضِ ؛ از بيمارى رها شدم . » يا وقتى با كسى قطع رابطه مىكند مىگويد : « بَرَأْتُ مِنَ فُلانٍ ؛ از او دورى جسته و كناره گرفتم . » « 1 » به طور خلاصه « تبرّى » دورى جستن از فرد و جريانى است كه جهت الهى ندارد و دشمن خدا محسوب مىشود . به بيان ديگر ، تبرّى ، يعنى جدا شدن از جبههء باطل . « 2 » تعريف اين دو واژه ، در حقيقت ، برگرفته از روايتى است از پيامبر اسلام كه فرمود : اوْثَقُ عُرَى الْايمانِ الْحُبُّ فِى اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِى اللَّهِ وَ تَوالى اوْلِياءِ اللَّه وَ الْتَّبَرّى مِنْ اعْداءِ اللَّهِ . « 3 » محكمترين دستاويز ايمان ، دوستى و دشمنى براى خدا و پيوستن به اولياى خدا و دورى گزيدن از دشمنان اوست . ارزش تولّى و تبرّى جذب و دفع ، دو ركن اساسى زندگى بشر است . مصالح حياتى و ساختمان فطرى ، انسان را جاذب و دافع پرورده است تا با آنچه خيرى در آن مىبيند بجوشد و از آنچه مزاحم اهداف اوست ، دست بشويد . افراد بشر از نظر فعليّت جاذبه و دافعه ، متفاوتند . برخى داراى هر دو هستند و برخى فاقد هر دو و برخى ديگر تنها يكى از جاذبه يا دافعه را دارند ، ولى داشتن جاذبه و دافعه به تنهايى در ساختن شخصيّت انسان كافى نيست ، آنچه مهم است ، جهت دادن به آنهاست . اسلام با اصل تولّى و تبرّى ، دو نيروى جاذبه و دافعهء انسان را هدفدار مىسازد . پيروانش را از تفريط و افراط باز مىدارد و دوستى و دشمنى آنها را تعديل مىكند ، به آنان تفهيم مىكند
--> ( 1 ) . التحقيق فى كلمات القرآن ، حسن مصطفوى ، ج 1 ، ص 224 ، ترجمهء الميزان ، ج 9 ، ص 196 . ( 2 ) . ولايت ، ص 15 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 102 ؛ بحارالانوار ، ج 69 ، ص 243 ، چاپ ايران .