جعفر وفا
8
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
مقدّمه هر فردى ، عضوى از جامعهء انسانى است . از اين رو لازم است بداند كه با طبقات و اقشار مختلف مردم چگونه برخورد كند ، چه كسانى را به دوستى بگيرد ، با چه افرادى در رفت و آمد باشد ، وظيفهاش نسبت به افراد صالح و اشخاص فاسق و خويشاوندان لاابالى چيست ؛ در مقابل جناحها و جريانهاى سياسى چه موضعى اتّخاذ كند و . . . . قرآن براى تنظيم روابط اجتماعى و سياسى پيروان خود ، يك اصل كلّى را تحت عنوان « ولايت و برائت » و « تولّى و تبرّى » مشخص كرده و از آنان خواسته است تا اين اصل را پايه و محور عملى خود قرار دهند . پس تولّى و تبرّى چه در بُعد سياسى ، چه در بُعد اخلاقى و چه در ابعاد ديگر براى يك مسلمان ، در درجهء اوّل اهميّت قرار دارد و به منزلهء چراغى است كه در تاريكى مسيرش را روشن مىسازد و يا همچون قطبنماى كشتى است كه جهت حركتِ آن را مشخص مىكند . مسلمانان بدون رعايت اصل تولّى و تبرّى ممكن است در هر زمان به كورانهاى سياسى و گردابهاى خطرناك اخلاق گرفتار آيند ، ولى با همهء اهميّتى كه اصل تولّى و تبرّى دارد ، تاكنون تحقيقات فراخور در اين زمينه انجام نگرفته و آثار قلمى منتشر شده نيز بسيار اندك است . اسف انگيزتر اينكه اين موضوع در فقه اسلامى هم جايگاه خاصّ و شايستهء خود را پيدا نكرده ، به صورت مدوّن و مستقل در نيامده و تنها مسائل مربوط به آن در برخى از ابواب فقه به طور پراكنده ، ناهمگون و گذرا مطرح شده است .