جعفر وفا
34
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
قرآن نمونهاى از اين افراد را معرفى مىكند و انگيزهء آنها را نيز بيان مىكند و مىفرمايد : فَتَرَى الَّذينَ فى قُلوبِهِم مَرَضٌ يُسرِعونَ فيهِم يَقولونَ نَخشى ان تُصيبَنا دارَةٌ فَعَسَى اللَّهُ ان يَأتِىَ بِالفَتحِ او امرٍ مِن عِندِهِ فَيُصبِحوا عَلى ما اسَرّوا فى انفُسِهِم ندِمين . ( مائده : 53 ) آنهايى كه در دل مرضى دارند مىبينى كه به سوى آنان ( يهود و نصارا ) مىشتابند ، مىگويند : مىترسيم كه به ما آسيبى رسد . اما باشد كه خدا فتحى پديد آرد يا كارى كند ، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان مىشوند . عدهاى از مسلمانان ، كه ايمانى ضعيف داشتند ، در باطن به يهود و نصارا محبّت مىورزيدند و خواستار روابط حسنه با آنان بودند و آن را با پردهاى از نفاق و با زبان نصيحت و به طور مصلحتانديشانه با پيامبر در ميان مىنهادند . آنان ضعف احتمالى مسلمانان و به قدرت رسيدن احتمالى كافران را پيش كشيده و از طرفى خود را دورانديش و دلسوز قلمداد مىكردند و به پيامبر مىگفتند : در اين دنياى آشوبزده ، هر ملّتى تكيهگاهى مىخواهد و ما چه مىدانيم ؟ شايد روزگار عوض شود و اسلام ضعيف گردد و قدرت و شوكت از آن يهود و مشركان شود و بر مسلمانان تسلط يابند . ما اگر از هم اكنون احتياط به خرج ندهيم و در پيش آنان تكيهگاهى براى خودمان نيابيم ضرر مىبينيم و به مهلكه خواهيم افتاد . مصلحت ايجاب مىكند كه با بيگانگان مراوده داشته باشيم ، چرا كه آن روز ثمر مىبخشد . « 1 » خداوند با جملهء « فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ » ، به انگيزهء اصلى آنها اشاره مىكند كه عامل پيشنهاد رابطه و دوستى با كفار ، ترس و نگرانى از اوضاع آيندهء مسلمانان نبود ، بلكه ناشى از ترس به مخاطره افتادن منافع و مصالح خودشان بود و برخاسته از احتياط كاذب و افكار فاسد و متزلزل كه قرآن از آن به « مرضى قلبى » تعبير مىكند و آن عبارت است از : شك و ترديدى كه بر ادراكات انسان چيره مىشود در حدّى كه نمىتواند امورى را كه مربوط به خدا و آيات اوست ، به خوبى درك كند و عقيدهء دينى را در دل خود تثبيت كند . « 2 »
--> ( 1 ) . الكاشف ، ج 3 - ص 74 ؛ تفسير نمونه ، ج 4 ، ص 413 . ( 2 ) . الميزان ، ج 5 ، ص 413 .