جعفر وفا

31

تولى و تبرى در قرآن (فارسى)

حق ندارد به آنها محبت ورزد و اگر چنين كند دليل بر ضعف ايمان و نشانهء بيمارى قلبى اوست . چنين كسى در حكم يهود و نصاراست و راهى جز راه مسلمانان برگزيده است ؛ راهى كه او را به مقصدى مىبرد كه آنها را برده است و او با اظهار محبت به كفّار سرنوشتش با سرنوشت آنان يكى شده و همانند آنها گشته است . و از طرفى چون چنين كسى با اختيار و آزادى اراده به چنين سرنوشتى دچار شده است خداوند هم براى مجازات و تنبيه ، او را هرگز هدايت نمىكند . بنابراين افرادى كه در دل خود نسبت به قوم يهود محبّت داشته باشند ، در حكم آنها هستند و بايد همانند آنها مجازات شوند . وقتى حكم كسى كه يهود را دوست داشته باشد چنين باشد ، حكم كسى كه با آنها همفكرى و همكارى مىكند و جاسوس و عامل مخفى آنهاست ، چه خواهد بود ؟ در « تفسير الكاشف » آمده است : عوامل استعمار ، همانهايى كه براى حفظ مصالح آنها به پا خاسته‌اند ، جرمشان شديدتر و خطرشان بيشتر از خود استعمارگران و يا دست كم مانند آنها است . زيرا آنان در حقيقت محور اصلى نفوذ دشمن و بيگانگان هستند . « 1 » حفظ اسرار قرآن در مواردى علاوه بر اينكه مؤمنان را به طور عموم از دوستى با اهل كتاب نهى مىكند ، به طور خاصّ اصرار مىورزد كه بيگانگان را محرم اسرار نگيرند و راز جامعهء اسلامى را نزد آنان فاش نسازند : يايُّهَا الَّذينَ ءامَنوا لا تَتَّخِذوابِطانَةً مِن دونِكُم لا يَألونَكُم خَبالًا وَدّوا ما عَنِتُّم قَد بَدَتِ البَغضاءُ مِن افوهِهِم وماتُخفى صُدورُهُم اكبَرُ قَد بَيَّنّا لَكُمُ الأيتِ ان كُنتُم تَعقِلون . ( آل عمران : 118 ) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، دوست همرازى جز از همكيشان خود مگيريد ، كه ديگران از هيچ فسادى در حق شما كوتاهى نمىكنند و خواستار رنج و مشقّت شمايند . و كينه‌توزى از

--> ( 1 ) . الكاشف ، ج 3 ، ص 74 .