جعفر وفا
25
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
كسى كه به يارى شخصى مىشتابد ، يا به اميد كسب رضايت خدا و اجر و پاداش اخروى است ، و يا به جهت اشتراك در عقيده و نژاد و انتظار يارى متقابل . كافر ، خدا را نمىپذيرد و از پاداش اخروى هم نوميد است ، بسان مردگانى كه از برگشت به دنيا و حيات مجدّد مأيوسند . « 1 » همخونى و ديگر اشتراكات زبانى و . . . نيز نمىتواند پايههاى ارتباط و پيوندها را استحكام بخشد و همهء اين عوامل تحتالشّعاع « عقيده » قرار مىگيرد . طبيعى است كه چنين كسى به مصالح و منافع شخصى مىانديشد و اصول انسانى را زير پا مىگذارد و به حقوق ديگران توجه نمىكند . پس خيرى در پذيرفتن ولايت افراد كافر و مشرك نيست . تنها زيستن و عزلت گزيدن بهتر از اين نوع پيوندهاست . ولاءِ محبّت « ولاء محبّت » عبارت است از ارتباط وجودى ميان مُحِبّ و محبوب ، و كشش ميان علّت مكمّل و كمال ياب . اينكه بشر افعال و حاصل كار خود را دوست مىدارد ، بدين جهت است كه خود را دوست دارد ، با اين تفاوت كه محبّت نسبت به همه چيز يكسان نيست ، بلكه نسبت به برخى از پديدهها ، طبيعى و در بعضى ، عاطفى و در بعضى ديگر عقلى است . محبّت داراى مراتب شديد و ضعيف است كه شديدترين آن در مؤمنان حبّ خداوند است ؛ زيرا كمال او ذاتى و غير متناهى است ، در حالى كه كمال موجودات ديگر محدود و متناهى است و نيز از اين جهت كه خداوند خالق و منعم است تنها مؤمنان اين حُبّ الهى را درك مىكنند و به بالاترين مرتبهء ولاء محبت دست مىيابند . همچنين خداوند هم از آنجا كه خود را دوست مىدارد ، مخلوقات و بندگان خود را نيز دوست مىدارد و اين حب الهى نسبت به مؤمنان بيشتر است چرا كه مؤمنان هدايت او را مىپذيرند . « 2 »
--> ( 1 ) . الكاشف ، شيخ محمدجواد مغنيه ، ج 7 ، ص 310 . ( 2 ) . با استفاده از ترجمهء الميزان ، ج 1 ، ص 620 - 621 .