مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى

43

دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)

دسته اول ، كسانى بودند كه آنها را از اين كار زشت بازداشته و از عذاب الهى بيم مىدادند . دستهء دوم ، كسانى بودند كه خود ، مرتكب اين گناه نمىشدند و لكن با گناهكاران نيز كارى نداشتند بلكه ، به دستهء اول كه نهى از منكر مىكردند اعتراض كرده ، مىگفتند : براى چه گروهى را كه خدا هلاك مىكند ، يا به عذاب سخت ، گرفتارشان مىسازد پند مىدهيد . آنان در جواب گفتند : پند دادن ما ، عذرجويى به پيشگاه پروردگارتان است و به اميد آنكه - از اين گناه - پرهيز كنند . امّا چون گناهكاران در گناه خويش اصرار ورزيدند ، و بيم و اندرزهاى نيكان قوم را ناديده گرفتند خداوند ، كسانى را كه به وظيفه نهى از منكر ، عمل مىكردند نجات داد و بقيه را به عذاب شديد گرفتار ساخت و آنان كه از دستورات خدا سرپيچيدند به صورت بوزينگان مطرود ، مسخ شدند . « 1 » درس مهمّى كه از داستان اصحاب سبت ، گرفته مىشود ، اين است كه نمىتوان در برابر فرمان الهى حيله‌اى كرد و چاره‌اى انديشيد ، به گونه‌اى كه با ظاهر فرمان مخالفت نشود ولى در واقع چنين مخالفتى صورت گرفته باشد . زيرا خدا به ظاهر رفتارها كارى ندارد بلكه باطن آنها را مىبيند و ثواب و عقاب او بر واقع اعمال مترتّب مىگردد .

--> ( 1 ) . اعراف ، آيهء 163 - 166 ؛ بقره ، آيه 65 . ظاهر آيات شريفه اين است كه گناهكاران و كسانى كه بىتفاوت بوده و به وظيفهء نهى از منكر عمل نمىكردند هر دو گروه هلاك شدند و البته گناهكاران به صورت بوزينه درآمدند .