مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى

37

دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)

ايشان را فراگرفت ؛ زيرا از يك طرف ، بيم رسيدن سپاه فرعون بود و از طرف ديگر ، درياى خشمگين و امواج طوفان‌زا . بنىاسرائيل ، همچنان سرگردان و هراسان بودند كه ناگاه ، طلايه‌هاى لشكر عظيم و انبوه فرعون پديدار شد . فرعونيان ، با شتاب هر چه تمامتر ، به جا نب ايشان رهسپار بودند ؛ زيرا ايشان بنىاسرائيل را بردگان متمرّد و بندگان فرارى خود مىدانستند كه بدون اجازه صاحبان خود ، شهر را ترك گفته و از انجام خدمت ، شانه تهى كرده بودند . سپاه فرعون نزديك شد و شيون و غوغاى بنىاسرائيل به آسمان رفت و همه بر سر موسى عليه السلام فرياد برآوردند كه : اى موسى ! اى كليم خدا ! تدبيرت چه شد ؟ ! مگر طوفان حوادث و بلا را نمىنگرى ؟ اينك پيش روى ما دريا و پشت سرمان سپاه دشمن است و راه فرارى از مرگ نداريم . حضرت موسى ( ع ) گفت : من به فرمان خدا به جانب دريا رهسپار شدم و هم‌اكنون فرمان الهى تكليف ما را روشن خواهد كرد . خداوند به حضرت موسى ( ع ) وحى فرستاد كه عصاى خود را به دريا زند ؛ پس چون عصا را به آب دريا زد ، دوازده راه ، به شمارهء دوازده سبط و طايفه بنىاسرائيل ، در دريا پديد آمد و باد و آفتاب به فرمان خدا ، زمين آن راهها را خشكاند و قوم موسى ، آسوده و ايمن ، در پناه عنايت الهى به راه افتادند و آبهاى متراكم ، بسان كوههايى بزرگ ، در هر جانب راه قرار گرفت تا قوم موسى به سلامت گذشتند ؛ و چون به آن سوى ساحل نگاه كردند فرعون و سپاهيانش را ديدند كه براى عبور از دريا آماده مىشوند . با ديدن اين منظره از شدّت ترس ، بر خود لرزيدند و بار ديگر دستخوش پريشانى و وحشت شدند . چشمها و دلها به جانب حضرت موسى ( ع ) متوجه شد و شيون برخاست ؛ گويا موسى ( ع ) مىخواست دعا كند ، تا آبهاى دريا سر به هم نهند و راه عبور فرعونيان بسته شود ، امّا مشيت خداوند تعلّق گرفته بود تا همه آنها را به هلاكت برساند . فرعون و سپاهيانش ، ديدند كه راههاى دريا ، همچنان پيش رويشان باز و گشوده است و مىتوانند از آن راهها به بنىاسرائيل دست يابند ؛ غرور ، ديده عقلشان را كور ساخت و فرعون ، رو به سپاهيانش كرد و متكبرانه گفت : ديديد چگونه دريا به فرمان من شكافته شد و راه داد ، تا بندگان فرارى خود را تعقيب