مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى

17

دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)

هنگامى كه به مادر تو الهام كرديم آنچه الهام شد . او ( موسى ) را در داخل صندوق بگذار و در دريا ( رود نيل ) بينداز ، پس دريا او را به ساحل مىرساند . وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْياً وَعَدْواً حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ . . . . ( يونس : 90 ) ما بنىاسرائيل را از دريا گذرانديم ، پس فرعون و لشگريانش ، از روى ستم و دشمنى ، آنها را تعقيب كردند تا آنگاه كه امواج او را فراگرفت و غرق شد . . . . فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ . ( قصص : 40 ) پس فرعون و لشگريانش را گرفتيم و در دريا انداختيم . پس بنگر كه عاقبت امر ستمكاران به كجا كشيد . وَاتْرُكِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُندٌ مُغْرَقُونَ . ( دخان : 24 ) اى موسى ! دريا را به حال خود ساكن ( و گشوده راه ) بگذار ، و بگذر به تحقيق ، آنان لشگرى غرق‌شدنى هستند . ظهور فطرت توحيدى ، در دريا سرشت انسان ، با توحيد و يكتاپرستى عجين شده است ؛ لكن در بيشتر مواقع ، تمايلات شيطانى ، هواهاى نفسانى ، تسلّط ستمگران و جهل و نادانى پرده‌هاى ضخيمى بر روى فطرت انسان كشيده و او را از خود بيگانه و از منشأ و سرمنزل خود كه از خدا و به سوى خدا است بازداشته و منحرف مىنمايند ؛ امّا گاهى اوقات ، حوادث و عواملى اين حجاب را كنار زده و فطرت خداجوى انسان ، نمايان مىشود و چون آيينه‌اى صاف و زلال ، حقيقت را چنانچه هست نشان مىدهد ؛ از جمله : وقتى انسان ، بىپناه مىشود و همهء دريچه‌هاى نجات را به روى خود بسته مىبيند ، يكباره از عمق جان ، متوجّه يك نقطه نجات و پناهگاه مىشود ، و مىيابد كه جز خداى يكتا ، معبود و دادرسى نيست ؛ مثلًا وقتى انسان در سفر دريايى است و فرسنگها دور از ساحل ، و دسترسى به جايى ندارد و از طرفى هم دريا ، خود هولناك است ، به خصوص اگر طوفانى باشد و امواج كوه‌پيكر ، كشتى را احاطه كنند و سكّان كشتى را از اختيار ناخدا درآورند ، در چنين