پژوهشكده تحقيقات اسلامى
85
سرداران صدر اسلام (فارسى)
چهارصدتن به سرپرستى شريح بن هانى روانهء « دومةالجندل » ( محل برگزارى حكميت ) كرد . ابن سعد گويد : على عليه السلام ، ابوموسى را همراه با چهارصد تن به فرماندهى شريح بن هانى گسيل داشت و ابن عباس را جهت امامت در نماز ، با ايشان همراه نمود . « 1 » وقتى ابوموسى آهنگ حركت براى حكميت نمود ، شريح بن هانى برخاست و دست او را گرفت و گفت : اى ابوموسى ! به كار بزرگى گمارده شدى كه شكاف در آن جبران پذير نيست ، هر سخنى كه بگويى ، چه براى تو سودمند و يا زيانبخش اگر چه باطل باشد ، به عنوان سخن حق و صحيح ثبت مىشود . بدان كه اگر معاويه بر عراق چيره شود مردم عراق نابود خواهند شد ، و اگر على عليه السلام بر شام غالب گردد شاميان در امان خواهند ماند . به هر حال روزى كه وارد كوفه شدى در فرمانروايى اميرمؤمنان على عليه السلام تعلل و كندى نمودى ، اگر امروز هم مانند گذشته باشد گمانى كه به تو داريم به يقين مبدل خواهدشد و اميد به تو مبدّل به يأس و نوميدى مىشود . « 2 » سرانجام ابوموسى و عمر و عاص تصميم گرفتند كه على عليه السلام و معاويه را خلع كنند و انتخاب خليفهاى ديگر را به مردم واگذار نمايند . اما هنگام ابلاغ ، عمر و عاص حيله كرده و ابوموسى را فريب داد و براى سخن گفتن او را پيش انداخت . ابوموسى طى سخنان خود على عليه السلام را از خلافت خلع كرد . پس از او عمر و عاص برخاست و بعد از حمد و ثناى خدا به جاى اينكه معاويه را از خلافت
--> ( 1 ) . اعيانالشيعه ، ج 7 ، ص 338 ؛ وقعه صفين ، نصربن مزاحم ، ص 533 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 4 ، ص 256 ؛ الاصابه ابن حجر ، ج 2 ، ص 166 ؛ المعيار و الموازنه ، ص 189 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 67 ؛ روضةالصفا ، ج 2 ، ص 881 . ( 2 ) . وقعهء صفين ، نصربن مزاحم ، ص 534 .