پژوهشكده تحقيقات اسلامى

77

سرداران صدر اسلام (فارسى)

زياد گفت : اى اميرمؤمنان ، سفارشات لازم و كافى فرمودى . ما هم آنها را به جان خريديم ، ما بر سيرهء تو خواهيم بود ، رستگارى و پيروزى در به كار بستن فرمان شما و گمراهى و خوارى را در تضييع و بىحاصل نمودن پيمان تو مىدانيم . « 1 » نصيحتى ديگر زياد بن نضر به عبدالله بن بديل گفت : جنگ ما و ايشان ( معاويه و يارانش ) سخت و دشوار است ، و تنها شيردلان پاك نيّت و دليران شجاع بر آن شكيبا خواهند بود . سوگند به خدا گمان ندارم پس از اين جنگ از ما و آنها كسى زنده بماند مگر سفلگان فرومايه . عبدالله بن بديل گفت : « گمان دارم چنين باشد كه تو مىگويى » . على ( ع ) فرمود : « اين سخن در دلهاتان نهفته باشد ، ديگر اظهار نكنيد و كسى آن را از شما نشنود . خداوند كشته‌شدن را بر جمعى و مردن را بر دستهء ديگر محتوم و مقدر ساخته ، هر كس آنگونه از دنيا مىرود كه خداوند بر او نوشته است . پس خوشا بر پيكارگران راه خدا و شهيدان در راه اطاعت از او . » « 2 » يار على ( ع ) در صفين زياد بن نضر حارثى فرمانده پيشتازان سپاه اميرمؤمنان ( ع ) گويد : « در صفين همراه على ( ع ) بودم ، سه شبانه‌روز بدون وقفه جنگيديم تا آنكه نيزه‌ها شكسته شد و تيرها پايان گرفت . بعد با شمشير به جنگ پرداختيم و تا نيمه‌هاى شب درگير بوديم . در سومين روز گريبان يكديگر را گرفته و تن به تن جنگيديم . آن شب با همه نوع سلاح جنگيده بودم ، سلاحى نمانده بود كه با آن نجنگيده باشم ، ناگزير به روى يكديگر خاك مىپاشيديم ، و با دندانها گاز مىگرفتيم تا هنگامى كه

--> ( 1 ) . المعيار والموازنة ، ابو جعفر اسكافى ، ص 140 ؛ و شرح نهج‌البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 191 ؛ بحار ، چاپ سنگى ، ج 8 ، ص 8 ( ع ) 5 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 565 . ( 2 ) . وقعهء صفين ، نصربن مزاحم ، ص 111 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 183 .