پژوهشكده تحقيقات اسلامى
68
سرداران صدر اسلام (فارسى)
و ديگر همرزمان خود وصيت كرد كه او را با خونهاى بدنش به خاك بسپارند . هنگامى كه زيد خواست براى هماوردى با « يثربى » به ميدان رود ، به على ( ع ) عرض كرد : اى اميرمؤمنان ، من دستى را ديدم كه از آسمان فرود آمد و به من چنين گفت : به سوى ما بيا . من به مبارزه ابن يثربى مىروم ، پس از كشته شدنم ، مرا با خونم دفن كنيد ، و مرا غسل ندهيد ، زيرا من در پيشگاه پروردگار دادخوهى خواهم كرد ؛ آنگاه به سوى ميدان حركت كرد و به دست عمرو كشته شد . « 1 » از اصبغبن نباته نقل شده است كه : وقتى زيدبن صوحان در جمل مجروح شد ، على ( ع ) بر بالين او حاضر شد ، در حالى كه هنوز نيمه جانى در بدنش بود . آن حضرت بالاى سر او ايستاد و چنين فرمود : خدا تو را رحمت كند اى زيد ، به خدا سوگند تو را نشناختيم مگر كم خرج و پر سود . « 2 » زيد سرش را به سوى آن حضرت برداشت و گفت : خدا تو را نيز پاداش خير دهد اى اميرمؤمنان ، به خدا سوگند به ياد ندارم مگر اينكه تو در خداشناسى استوار بودى ، و بدرستى كه جلوهء خداوند در نزد تو بسيار عظيم است . « 3 » به خدا سوگند ، كوركورانه در كنار تو پيكار نكردم ، بلكه من از امسلمه همسر رسول خدا شنيدم كه مىگفت : از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : هر كه من سرور اويم على سرور او است ، خداوندا با دوستانش دوست باش ، و با دشمنانش دشمن باش و يارانش را يارى كن ، و خوار كنندهگانش را خوار نما ؛ به خدا سوگند من نخواستم تو را خوار كرده باشم ، مبادا خدا مرا خوار كند . « 4 »
--> ( 1 ) . اعيانالشيعه ، ج 7 ، ص 105 . ( 2 ) . مناقب خوارزمى ، ص 111 . ( 3 ) . اين قسمت در تفسير برهان ، ج 4 ، ص 135 نيز آمده است . ( 4 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 105 .