پژوهشكده تحقيقات اسلامى
60
سرداران صدر اسلام (فارسى)
تبعيد او را به شام صادر كرد . زيد در حالى كه زندگى در تبعيدگاه را پيش روى خود مىديد ، به منظور تسويهء امور شخصى خود وارد كوفه شد . « 1 » زيد پس از رسيدن به كوفه بار ديگر اعتراض خود را عليه فساد حاكم بر دستگاه خلافت اعلام كرد و مردم را به قيام و عصيان دعوت نمود ، سعيدبن عاص فرماندار كوفه در اين باره طىّ نامهاى از عثمان كسب تكليف كرد . عثمان طىّ حكمى از او خواست كه زيد و ديگر معترضان حوزهء مأموريتش را به شام ( مركز فرمانروايى معاويه ) تبعيد كند . آنان پس از رسيدن به شام با معاويه درگير شده و عرصه را بر وى تنگ ساختند . معاويه نيز دربارهء ايشان با عثمان مكاتبه كرد و عثمان دستور داد كه آنان به كوفه باز گردانده شوند . آنان همزمان با رسيدن به كوفه ، بار ديگر زبان به انتقاد از خليفه و كارگزارانش گشودند ، به گونهاى كه فرماندار كوفه سعيدبن عاص را درمانده كردند . سعيد مجدداً از خليفه دربارهء ايشان كسب دستور كرد و عثمان به او فرمان داد كه آنان را به حمص « 2 » نزد عبدالرحمنبن خالدبن وليد تبعيد كند . سعيد نيز حكم خليفه را به اجرا درآورد . « 3 » همزمان با فراگير شدن دامنهء انقلاب ، و گسترش آن در ميان طيف وسيعى از امّت اسلامى ، و بسيج عمومى مردم عليه عثمان و كارگزاران او ، عبدالرحمن آزادى ايشان را از عثمان خواست و در نتيجه تبعيد شدگان از اسارت رهايى يافته ، و هر يك راهى شهر و ديار خود شدند . از جمله زيد به كوفه بازگشت ، و تا شوال سال 35 در اين شهر به افشاگرى و بسيج مردم ادامه داد ، تا اينكه در يك
--> ( 1 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 103 . ( 2 ) . حمص ، شهرى است بزرگ و باستانى كه در شام ميان راه دمشق و حلب واقعاست ( معجم البلدان ، ج 2 ، ص 302 ) ( 3 ) . اعيان الشيعه ، ج 7 ، ص 104 .